هادی دهقان پور
پاسخ
یک تعلیق دوستداشتنی در فضایی که میدانی جزء ناچیزی از آن هستی.
آرش کریمی
ممنون هادی جان
محمدرضا مومنی
پاسخ
چشمنواز. دوتا نقطه کوچک یکی سمت راست پاییم و یکی سمت چپه پیشنهاد میکنم اونارو کلن کنید.
آرش کریمی
ممنون جناب مومنی بله حتماً
زهرا درویشیان
پاسخ
همیشه عکسات که باز میشه می گم واه اینم وجود داره. اینم هست. می دونید چیه. همیشه با دیدن عکساتون سکوت می کنم چرا که به شدت متفاوت از حیطه ی کار منه و منو در عین حال به وجد میاره.......... این سکوت منو به یاد پدرم میندازه.... من کوچیک بودم و همیشه لای گل ها می لولیدم. یادم نمی یاد به هم سن سالام بازی کرده باشم اما خوب یادمه که حلقه های گل درست می کردم تنهایی و زیرزیرکی پدرمو می پاییدم که مانند همین عکس به رودخونه یا آبشار یا کوه یا هر آنچه طبیعت هست خیره میشد و بنان می خوند. آواز می خوند. بابای دیوونم تو طبیعت منو بزرگ کرد.... هنوز مدرسه نمی رفتم که قله های ایرانو دو تایی فتح می کردیم......... بابام تو کوه ها.....بابام تو ناباوری....بابام..... دور شد....... دور......... از طبیعت بدم میاد....
آرش کریمی
ممنون از نوشته ات . حس نوشته شما حال غریبی داشت ... و منتقلش کرد
پریسا شادمان
پاسخ
زیبا... همین!
آرش کریمی
ممنونم خانم شادمان
آرش نصیـری
پاسخ
سلام آرش جان دقیقا میدانم این شخص چه حسی دارد وقتی سکوت محض تمام وجودت را بگیرد به چنین حسی در برابر عظمت طبیعت میرسی
آرش کریمی
سلام خوشحالم اینجا هم می بینمت ممنون آرش جان از حضورت
بدون عنوان