زهرا درویشیان
پاسخ
و جانم می سوخت از نعره ای که تمام روز می کشیدم.... (فروغ بزرگ)
مرتضی توزنده جان
آوازت را بخوان زیرا پیش از آنکه بخواهی باد وزیده است...
نیما مقیمی
پاسخ
بی صدا ، بی دهان ... ولی تو زنده می مانی ...
مرتضی توزنده جان
و ترانه باقی می ماند و بادی که بی حوصله می گذرد ...
علیرضا رویایی
پاسخ
تن خسته از تقویم از شب شمردن با مرگ ساعتها بی وقفه مردن هم غربت بغض شب مرگ چراغم تو قرق زمستونی اندوه باغم من ساقه ی نورم میراث مهتاب تسلیم تاریکی تو جنگل خواب ای آیه ی عطوفت ای مرگ غمگین برهنه کن منو از این لباس نفرین ای اسم تو جواب همه سوالا از پشت این کندوی شب منو صدا کن....
مرتضی توزنده جان
سپاس علیرضای عزیز لذت بردم ...
صابر وکیلی راد
پاسخ
برای تنهاییش غضه میخورد
مرتضی توزنده جان
یخ می زند می افتد بی هیچ تاله ای می میرد
بدون عنوان