یک آستانه ی فصل _ سردی دیگر .... و تنی که زاده شده از سیاهیهاست ... یکخانه ی سیاه_ دیگرازجنسی دیگر ... فروغی دیگر ... و این اوست .... زنی دیگر در آستانه ی فصل_ سردی دیگر و دیگرها ...و دیگرها ... و دیگر
جمود تبخیر شده در سیاهی ... جمود میعان شده در باانی از اشکهای سرد ... جمودی دیگر... و دیگرها ... ودیگر ...
جناب خوش خلق؛ نهایت خوش ذوقی را در
این کارتان دیدم.
بگذار دست به دامان اخوان شوم از صولت سرما:
^92^^34^سلامت را نمی خوامند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلت های بلورآجین.
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است.^92^^34^
... و باید اعتراف کرد که این قاب میتواند تجسم این شعر بی نظیر باشد.
آقای خوش خلق در مقابل این قاب دوست دارم نظاره گری بیش نباشم و تنها لذت ببرم از کشف کلید های این عکس.
پایدار باشید
بسیار سپاس گذارم جناب صفر پور
جمود تبخیر شده در سیاهی ... جمود میعان شده در باانی از اشکهای سرد ... جمودی دیگر... و دیگرها ... ودیگر ...
تشکر از حضور و ابراز متن خانم آفرین ارجمند
این کارتان دیدم.
بگذار دست به دامان اخوان شوم از صولت سرما:
^92^^34^سلامت را نمی خوامند پاسخ گفت.
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلت های بلورآجین.
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است.^92^^34^
... و باید اعتراف کرد که این قاب میتواند تجسم این شعر بی نظیر باشد.
سپاس گزارم از این همه حجمه ی احساس و نگارش شعر زمستان ( اصیل ) شادروان اخوان بزرگ
کسی از جاذبه سایه قامت تو حرفی نزد
بسیار زیبا