سلام و ادب
سفید می شویم. عنوانی که اثر را با خوش خیالی و خوش بینی مولف (تعمدی) مواجه می کند و از همان ابتدا گویش از اثر سبقت می گیرد.
نگاه در پرسوناژ این اثر در بیراهه ای که با رد چرخ های خودرو و کمی دورتر با سگی ولگرد و کمی باز دورتر به میان انبوه درختان مه گرفته فرو می رود و انزوای با فشردگی در فیگور او نیز تلقین می شود و حضور خانه ها و ساختمان های سیاه در اثر به نوعی تشنج خاطر را تاکید می ورزد.
لکه ها در این اثر منتظر چیدمان مخاطب نیستند گویی یک مرتبه پراکنده شده اند.
گستره ای از گم شدگی و نماد های انتزاعی گم گشتگی در اثر پنهان شده اند و مخاطب گویی با واژگان عنوان اثر به نوعی فریب می خورد.
پارادوکسیکال هم در مضمون (مفهوم)و هم در مصداق...
کنجاری اندیشناک که ورطه ی ذهنی را به بازی می گیرد و نیازی نیز نمی بیند که گمانه های مخاطب را به موضوع نزدیک تر کند.
سرما در این اثر از ریشه ی متن حضور دارد نه در شکل و فرم... و زمستان دکوراتیو به غیاب و کاستن موارد عینی در اثر به کمک آمده است... اثری فارغ از موقعیت و هماهنگی با تطبیق ذهنی مخاطب در وضعیتی مشخص...
سفید می شویم. عنوانی که اثر را با خوش خیالی و خوش بینی مولف (تعمدی) مواجه می کند و از همان ابتدا گویش از اثر سبقت می گیرد.
نگاه در پرسوناژ این اثر در بیراهه ای که با رد چرخ های خودرو و کمی دورتر با سگی ولگرد و کمی باز دورتر به میان انبوه درختان مه گرفته فرو می رود و انزوای با فشردگی در فیگور او نیز تلقین می شود و حضور خانه ها و ساختمان های سیاه در اثر به نوعی تشنج خاطر را تاکید می ورزد.
لکه ها در این اثر منتظر چیدمان مخاطب نیستند گویی یک مرتبه پراکنده شده اند.
گستره ای از گم شدگی و نماد های انتزاعی گم گشتگی در اثر پنهان شده اند و مخاطب گویی با واژگان عنوان اثر به نوعی فریب می خورد.
پارادوکسیکال هم در مضمون (مفهوم)و هم در مصداق...
کنجاری اندیشناک که ورطه ی ذهنی را به بازی می گیرد و نیازی نیز نمی بیند که گمانه های مخاطب را به موضوع نزدیک تر کند.
سرما در این اثر از ریشه ی متن حضور دارد نه در شکل و فرم... و زمستان دکوراتیو به غیاب و کاستن موارد عینی در اثر به کمک آمده است... اثری فارغ از موقعیت و هماهنگی با تطبیق ذهنی مخاطب در وضعیتی مشخص...
سپاس و ارج
عذر از لکنت کلام
درود
سنین عکسلرین هاموسی گوزل دیر و بیربیریندن گوزل تر.