^92^^34^این برف ها گورمان را گم میکنند^92^^34^ شاید اولین کلید در بازگشایی مفهوم این عکس توسط همین نوشته زده می شود نوشته ای بسیار ساده اما با بار معنایی عمیق همچون خود عکس ....عکسی بسیار ساده و مینیمال اما با کلید واژه هایی بسیار مهم همچون سفیدی برف/ قبر / رد پای انسان /و...کلید واژه هایی که بررسی هر کدام از انا می تواند به بازگشایی بار مفهومی این عکس کمک کند .سفیدی مفهومی ایست که با مرگ عجین گشته انگار مرگ با سفیدی آغاز می شود ...
شخصا ویرایش و پردازش این تصویر را دوست نداشتم و داخل فتوشاپ کمی کنتراست و لول تصویر را تنظیم کردم ...
اما درنهایت به این نتیجه رسیدم که همین عکس بهتره
گویی زمستان و سرما و سکون و بی تحرکی به پیکسلها هم رسوخ کرده
و خوشحال شدم ازینکه بدون ویرایش این عکسو گذاشتید . مرسی
اولین نکته در فصل زمستان که به ذهن خطور می کند پوشانندگی ست ...
تعامل و تامل در پیدایش اثر و عنوان به صراحت از حضور مرگ خبر می دهد و تداوم این منشور که زمستان حامی مرگ است... حال اگر گورستان را نیز بپوشاند تعمق بیشتری را در مورد سوژه ی انتخابی عنوان می کند... مهم نیست که این جا یک برآمدگی معمولی و حضور تکه چوبی فرو رفته در آن باشد... نکته این است که مخاطره انگیزی انجام پذیرفته و مولف به پهنه ی مفهوم اثر را به اوج می برد. نشانه سازی و نشانه پردازی در اثری ساده و روایتی سنگین.
سپاس
هر چند به نظرم نور و رنگ خیلی مناسب نیست و می توانست خیلی بهتر باشه، اما این از آن دسته عکس هاییست که مفهوم در اون اینقدر قوی هست که تکنیک را فراموش کنیم و به رد پاهایی نگاه کنیم که متعلق به فردی تنها و بریده و خسته است که ترجیح داد برود و گورش را گم کند اما اینقدر ضعیف شده بود که برف گورش را گم کرد!
ممنونم ااز حضورتون دوست گرام
دوست عزیز رنگی در کار نیست!
سپاسگزار خواهم شد اگر در مورد نور آنچه که مد نظرتان هست اعمال کنید و لینکی را برایم بگذارید تا نظرتان برایم ملموس تر شود.
مانا باشید
متاسفانه توی فرمت JPEG اور شدگی بالا سمت راست عکس رو نتونسم کاری کنم :) اما همونطور که گفتم در این عکس رنگ و نور مغلوب مفهومی بسیار عمیق تر شده. مرسی :)
دارم به عنوان بسیار عمیق و تاثرانگیز فکر میکنم و شعر فروغ^92^^34^ این روزها^92^^34^
گور من تنها میماند به جای فارغ از افسانه های نام و ننگ
اما انگار قرار است اتفاق تلختری بیفتد. پاینده باشید.
استفاده ار تنالیته های خاکستری را هم به جا می بینم
:)
:)
نور زیبا . فضای گیرا و حس پایداری در نهایت فنا .
این یک تصویر فاخر است
اما درنهایت به این نتیجه رسیدم که همین عکس بهتره
گویی زمستان و سرما و سکون و بی تحرکی به پیکسلها هم رسوخ کرده
و خوشحال شدم ازینکه بدون ویرایش این عکسو گذاشتید . مرسی
اولین نکته در فصل زمستان که به ذهن خطور می کند پوشانندگی ست ...
تعامل و تامل در پیدایش اثر و عنوان به صراحت از حضور مرگ خبر می دهد و تداوم این منشور که زمستان حامی مرگ است... حال اگر گورستان را نیز بپوشاند تعمق بیشتری را در مورد سوژه ی انتخابی عنوان می کند... مهم نیست که این جا یک برآمدگی معمولی و حضور تکه چوبی فرو رفته در آن باشد... نکته این است که مخاطره انگیزی انجام پذیرفته و مولف به پهنه ی مفهوم اثر را به اوج می برد. نشانه سازی و نشانه پردازی در اثری ساده و روایتی سنگین.
سپاس
دوست عزیز رنگی در کار نیست!
سپاسگزار خواهم شد اگر در مورد نور آنچه که مد نظرتان هست اعمال کنید و لینکی را برایم بگذارید تا نظرتان برایم ملموس تر شود.
مانا باشید
پیروز باشید:)
همیشه درگوشه های ذهن پویا وکنجکاوتان چیزی هست که نگفته باشید ونگفته باشد.مرسی برای این مینیمال درثبت وعنوان
سلامت و موفق باشید
گور من تنها میماند به جای فارغ از افسانه های نام و ننگ
اما انگار قرار است اتفاق تلختری بیفتد. پاینده باشید.
عکس فوق العاده است،اسم انتخابی ک دیگه هیچ!
(شکوفه)