تکرار، توالی تسلسل وار یک نگاه و یک ذهنیت و رسیدن به آن خصیصه مشترک که نگاه را از حرکت به یکنواختی ملال آور لحظه ها می کشاند. گذر و سکون؛ بخشی از ما که همیشه جا می ماند!
تکرار می شود
هرروز برخورد ما
سلام می کنم
در سکوتت غرق می شوی
به چشمانت خیره می شوم
به جا نمی آوری
لعنت می فرستم
به آلزایمر
که چه ساده معشوقه ام را
از من گرفت...
هرروز برخورد ما
سلام می کنم
در سکوتت غرق می شوی
به چشمانت خیره می شوم
به جا نمی آوری
لعنت می فرستم
به آلزایمر
که چه ساده معشوقه ام را
از من گرفت...