درک لحضه ها و استخراج انها از روزمرگی هایی که مدام
شاهد حضورشان در کنارمان هستیم
اما ماندگار کردنشان و کشف نشانه هایی اشنای از انها
به منظور خوانش صحیح توسط بیننده عملیست ستودنی
شما به این امر دست یافتید
گذشت ثانیه ها به تصویر کشیدنشان که نمادیست از گذشت عمر
در کنار حضور ابژه ی انسانی که برای تکمیل کردن این پروسه
در کادر جای گرفته هر انچه ما از یک فضای درام میخواهیم را
رو در روی دیدگانمان به نمایش میگذارد
حذف تعدادی از المانهای کوچک از کادر عکس را به سادگی نهادینش
نزدیکتر میکند .
با سپاس از نگاه زیباتان
دنیایی دارد این عکس . که نشان دادن هنوز کاربران سایت به آن درک درست ، خوانش صحیح و شناخت که عناصر اصلی فهم یک اثر هنری - علمی است ، نرسیده اند. با اصرار بر بازگشت این عکس به چرخه داوری ، قصد گوشزد کردن یک نکته مهم را داشتم و آن این که در دنیای امروز ، هنر جایگاه صرف زیبایی خود را به تلنگر ، پرتاب اندیشه و وادار کردن انسان به تفکر داده است. آنچه که ما در طی یک سال اخیر از آن در کنار برنامه های گسترده سایت و دوستان را با تمامی شاخه های عکاسی همراهی می کنیم. همین نگاه و نگرش به عکاسی است. همین تفکر و خوانش در عکس هاست که در کامنت جناب حقگو دیده می شود. که یک عکاس را وارد چرخه ی نوشتاری می کند. و مطمئن باشیم که تا گیرایی یک اثر قوی نباشد دست به چنین کاری نخواهیم زد. مطمئن باشید که این اثر در مسیر درست و در قالبی صحیح از نگاه عکاس و مطالعه و شناخت او حاصل شده است.
این عکس با گستردگی یک شهر بی افق ، در میان علایم و نشانه ها ، توقف نابهنگام ماشین ها ، انعکاس بک روز بارانی سرد در فضایی شهری ثبت شده است که پیر مردی را در خود می کشد ، پیر مردی که در همین سالها ، در همین حوالی و در همین روزمرگی های ما قدم می زند، آرام و با سردی تمام عصایش را تا رسیدن به مرز اطمینان حرکت می دهد. این که این پیر مرد در میانه ی این شهر مه گرفته ی سرد ، با درختانی خشک تنها از عرض خیابان عبور می کند ، خود داستانی بلند دارد. پیر مردی که تا انتهای افق این عکس تنهاست و تنهاست. و البته پیر مردی است رنجور و خسته، گام هایش مستاصل است و این ها ، برای ورود به یک عکس و سوال هایش و البته دنیایش کافیست که بخوانیم خیابان از دو طرف به معلم می رسد ، جواب هایش واقعا سخت است ...
دوست عزیز عنوان شما بیش از حد بر مضمون عکس تاثیر گزار است
در عکس نشانه ها و المانهای معلم به چشم نمیخورد
همچنین با تشدید نور پرسپکتیو از بین رفته و حالتی زننده پدید آمده
شاهد حضورشان در کنارمان هستیم
اما ماندگار کردنشان و کشف نشانه هایی اشنای از انها
به منظور خوانش صحیح توسط بیننده عملیست ستودنی
شما به این امر دست یافتید
گذشت ثانیه ها به تصویر کشیدنشان که نمادیست از گذشت عمر
در کنار حضور ابژه ی انسانی که برای تکمیل کردن این پروسه
در کادر جای گرفته هر انچه ما از یک فضای درام میخواهیم را
رو در روی دیدگانمان به نمایش میگذارد
حذف تعدادی از المانهای کوچک از کادر عکس را به سادگی نهادینش
نزدیکتر میکند .
با سپاس از نگاه زیباتان
این عکس با گستردگی یک شهر بی افق ، در میان علایم و نشانه ها ، توقف نابهنگام ماشین ها ، انعکاس بک روز بارانی سرد در فضایی شهری ثبت شده است که پیر مردی را در خود می کشد ، پیر مردی که در همین سالها ، در همین حوالی و در همین روزمرگی های ما قدم می زند، آرام و با سردی تمام عصایش را تا رسیدن به مرز اطمینان حرکت می دهد. این که این پیر مرد در میانه ی این شهر مه گرفته ی سرد ، با درختانی خشک تنها از عرض خیابان عبور می کند ، خود داستانی بلند دارد. پیر مردی که تا انتهای افق این عکس تنهاست و تنهاست. و البته پیر مردی است رنجور و خسته، گام هایش مستاصل است و این ها ، برای ورود به یک عکس و سوال هایش و البته دنیایش کافیست که بخوانیم خیابان از دو طرف به معلم می رسد ، جواب هایش واقعا سخت است ...
تشکر فراوان بابت تعملی که بر عکس بنده داشته اید .
ممنونم از بیان نظر جنابعالی
در عکس نشانه ها و المانهای معلم به چشم نمیخورد
همچنین با تشدید نور پرسپکتیو از بین رفته و حالتی زننده پدید آمده
ممنون از بیان نظر خود درباره عکس فوق .