سلام و ادب
نسبت دادن عناصری که قطعا به هم هیچ ربط مستقیمی ندارند و ساخت و پرداخت ارتباطی که ما در این ثبت آن را به قوه ی ذهنی می سپاریم و از برش میانی مغز به آن می نگریم یعنی استفاده از حواس مختلف و خلق حواس برای درک این چنین عکسی نیاز است.
توانایی ملودی دورنی این اثر و خلاقه دریدن دیدن ( پاره کردن آن مقدار از دیدار عرفی ما - یا شناخت عامیانه - وساحت شناخت ما از عالم بیرونی و سیر آن به سوی عالم دورنی و ارتباط بین این دو...
تبدیل و تجسم و استعاره های معنایی که مفهوم و مصداق را یکباره به بیان می نشیند بدون اینکه درک مستقیمی از این چرایی داشته باشیم و این به ناشناختگی ربط عناصر غیر معمول بستگی دارد که به نظر این حقیر از اسرار خلقت به شمار می رود.
می توانم با جرات بگویم که خود مولف نیز دلیلی محکم برای این ناخودآگاه خود ندارد.
همه چیز این جا تحت سیطره ی خیال و فضای غیر طبیعی اما کاملا واقعی قرار گرفته است.
دو گانگی قابل ارائه...
سپاس از این تجسم که نمود تصویری یافته است.
مرسی شادی جان . بنده از یک عکاس ِ فنلاندی آموختم که باید دستها انعطاف داشته باشند.همین که شما میگویید.اما خمیدگی ِ عناصر و صافی ِ دست برایم معنا بخش ِ تضادی درونی بود...همین. :)
جسارتا از آقای خوش خلق و خانوم آفرین آرش میخوام که درک خودشون رو با توجه به اجزای این تصویر عنوان کنند. بطور مثال منعطف بودن انگشت شصت چه تغییری در دریافت شما از تصویر ایجاد میکند که این شکل دست ایجاد نمیکند؟
نسبت دادن عناصری که قطعا به هم هیچ ربط مستقیمی ندارند و ساخت و پرداخت ارتباطی که ما در این ثبت آن را به قوه ی ذهنی می سپاریم و از برش میانی مغز به آن می نگریم یعنی استفاده از حواس مختلف و خلق حواس برای درک این چنین عکسی نیاز است.
توانایی ملودی دورنی این اثر و خلاقه دریدن دیدن ( پاره کردن آن مقدار از دیدار عرفی ما - یا شناخت عامیانه - وساحت شناخت ما از عالم بیرونی و سیر آن به سوی عالم دورنی و ارتباط بین این دو...
تبدیل و تجسم و استعاره های معنایی که مفهوم و مصداق را یکباره به بیان می نشیند بدون اینکه درک مستقیمی از این چرایی داشته باشیم و این به ناشناختگی ربط عناصر غیر معمول بستگی دارد که به نظر این حقیر از اسرار خلقت به شمار می رود.
می توانم با جرات بگویم که خود مولف نیز دلیلی محکم برای این ناخودآگاه خود ندارد.
همه چیز این جا تحت سیطره ی خیال و فضای غیر طبیعی اما کاملا واقعی قرار گرفته است.
دو گانگی قابل ارائه...
سپاس از این تجسم که نمود تصویری یافته است.