.
آدمها نباید در اتاقهایشان آینه آویزان کنند؛ همان طور که نباید دفترچههای حساب پس انداز یا نامههایی را پیش چشم دیگران بگذارند که جنایتی پنهان را افشا میکنند. در آن بعد از ظهر تابستان، نمیتوانستی در آینه ی قدی که بر دیوار تالار آویخته بود نگاه نکنی. همه چیز از سر تصادف بود...
.
.
.
اکنون دیوار زمخت زیر آشکار میشد. اکنون خود زن بود. عریان در نور بی رحم ایستاد. و آن جا هیچ چیز نبود. ایزابلا کاملا ^92^^34^خالی^92^^34^ بود. اندیشه ای نداشت. دوستی نداشت. هوای کسی را در سر نداشت. همان طور که نامه هایش، صورت حساب بودند. نگاه کن، آن جا ایستاده است، پیر و خمیده، پر چین و چروک، با بینی کشیده و گردن چروکیده، حتی زحمت باز کردن آنها را به خود نداد.
آدمها نباید در اتاقهایشان آینه بیاویزند.... |یک تصویر: ویرجینیا وولف|
آدمها نباید در اتاقهایشان آینه آویزان کنند؛ همان طور که نباید دفترچههای حساب پس انداز یا نامههایی را پیش چشم دیگران بگذارند که جنایتی پنهان را افشا میکنند. در آن بعد از ظهر تابستان، نمیتوانستی در آینه ی قدی که بر دیوار تالار آویخته بود نگاه نکنی. همه چیز از سر تصادف بود...
.
.
.
اکنون دیوار زمخت زیر آشکار میشد. اکنون خود زن بود. عریان در نور بی رحم ایستاد. و آن جا هیچ چیز نبود. ایزابلا کاملا ^92^^34^خالی^92^^34^ بود. اندیشه ای نداشت. دوستی نداشت. هوای کسی را در سر نداشت. همان طور که نامه هایش، صورت حساب بودند. نگاه کن، آن جا ایستاده است، پیر و خمیده، پر چین و چروک، با بینی کشیده و گردن چروکیده، حتی زحمت باز کردن آنها را به خود نداد.
آدمها نباید در اتاقهایشان آینه بیاویزند.... |یک تصویر: ویرجینیا وولف|
متن زیبایی بود :)
مرسی آرزوی عزیز
::
درود بر شما