نشانه های ظهور معنا و دریافت های موضوع در عکس های این دوره من را به وجد آورده است. کنار هم قرار گرفتن این تالیف های موثر و پیامد های آن در سراسر گالری این دوره آنقدر با کیفیت است که من را برای انتخاب موضوع ماه آینده نگران کرده است. باید بپذیریم که در این راه پر پیچ و خم این نتیجه های تصویری راه سخت اداره سایت در کنار دوستان برای شخص بنده شیرین و لذیذ است. اما نوشتن زیر این عکس با نگاه به اثر پیش رو، میتواند حقایق زیادی رابه من بیننده منتقل کند. از درک بصری در چیدمان سخت این عکس تا نور و زوایای سخت و خشک آن در میانه های دوایر ذهن ، اندیشه و اجسام .نگاه های سراسر پخش شده دراین عکس اختیار چشم را از بیننده گرفته و معکوس ذهن به بیننده کد هایی را می دهد که شاید داستانی طولانی از یک زندگی سراسر قرمز وار باشد. برداشت ها متفاوت است اما سکوت و سکون بعد از اتفاق می تواند علامت های تعجب و سوال فراوانی را به عنوان شاخص های تحلیلی عکس به بیننده ارائه کند. علم و دستور روان شناسانه ی اثر پبش رو نهایت خود را دارد و من بیننده باید بپذیرم که جدای از بازتاب فراوان داده های تصویری به عنوان یک اثر هنری ، نیازمند به شکل شناسی و بازتاب علمی این اثر نیز هست. جایی که عینک شکسته در کنار قاب عکس معرفی داستانی است که باید هر بیننده به آن توجه کند. نگاه سردی که از تنها آینه ی سالم که در پس آن خشکی ذهن را به چشم انتقال می دهد، دیده می شود. هر چند به نظر می رسد در روان سازی المان ها و آکساسوار این عکس می شد ترکیبی بهتر و حتی کمتر استفاده شود اما نمی توان عکسی در این سطح را با مقیاس هنری خود چید . اصولا اعتقادی به باز کردن حس ها و کد های عکس ندارم و بیش از هر چیزی به نشانه ها اشاره می کنم که بیننده را با خود همراه و درگیر کند تا مبادا نگاه شخصی من هدایتی باشد بر خوانش محض این عکس. اما دیدن شناسنامه و کتابی از صادق هدایت و همچنین کتاب شعر زنده یاد غلامرضا بروسان و شاهکار ^92^^34^یک بسته سیگار در تبعید ^92^^34^ ذهنم را درگیر خود کرده است. سپاس از این پیچیدگی های ارزشمند.
با سپاس از حضورتان جناب عامریِ عزیز
اشارهء شما به اکسسوار موجوددر عکس را ارج مینهم و بااحترام به نظرتان در مورد روان سازی آن باید عرض کنم روان نبودن و کمی پیچیدگیِ چیدمان عمدی و معطوف به هدف در ارائه مفهوم اثر میباشد..
همچنین در کنار هم قرار گرفتن کتابی از هدایت،فروغ و غلامرضا بروسان و نوستاژیِ مرگِ تاریخی و تراژیکِ هر یک از آنها و حضورِ احمدرضا احمدیِ راویِ تنهایی و همواره دیر رسیدن و فقدان عشاق...
آنچه که بیشتر مرا به وجد آورد نگاه افرادیست که به این عکس رای دادند. با اینکه این تصویر در نظر اول بسیار دور از مفاهیم اولیه موضوع می باشد اما گویا آنچه اهداف دور ما بود آرام آرام جایگاه خود را یافته و بدون هیچ توضیح و توصیه ای قاضیان این تصویر به محتوای آن اعتماد کردند و این جای خورسندی فراوان دارد .
نقطه عطف این حرکت رسیدن به نوعی بلوغ در درک موضوع و گذر از جلوه های بصری و ارزش گذاری بر نوعی نگاه مفهومی است.
دوستان عزیز سپاس از مشارکت در نقد تصویر
دوستان موارد بسیاری را نوشته اند
در خلالِ این گفتگو من نیز به چند مورد با احترام به بزرگواران و صاحبِ اثراشاره کنم.
1- فیگورِ زنِ روی کتاب (شاعر) که دست بر چانه دارد؛ با فیگور زنی که نشسته ست و با اینکه نیمی از او قابلِ دید ست, هماهنگی؛ قابل تشخیص ست و تصویر از هم گسیخته ی او در آینه ای تکه شده و شکسته.
2- تصویر مردی رو کتاب همراه با عینک و در کنارِ ان عینکی شکسته شده
3- شناسنامه؛ کتابها؛ نویسنده ها و در نهایت ناکامیهایی که در جمع بندی از این ساختار استنباط می شود.
4- زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ یک زندگی حقیقی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درد و بلاتکلیفی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ تاثیرات به اصطلاح روشنفکری؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درک نشدگیهای همآره؛ از جنسِ زندگیهای در جریانِ نزدیکمان؛ تلخ و گزنده...
اتفاقا من چندین بار که این عکس را باز کردم. به علت فضا و کتابها. کنجکاو شدم که بدانم این تصویر چه نویسنده ایست.چون مطمئنن در تفسیر تاثیرگذارست.به نوعی؛ این عکس سلف پرتره هم هست. چه خوب که بیان فرمودید.
عکسی پر از مفاهیم مختلف،گوشه ای تلخ و سرد،گوشه ای نوستالژی،کناری خشم و خشونت و در آخر پوچی .
در نگاهی جامعه شناسانه،عکس مفهومیست از اختلافات نسل جدید در زندگی روزمره و مشترکشان،چیزی که در نسل قبل یا تحمل میشد و بروز پیدا نمیکرد و یا کلا ایجاد نمیشد.پارادوکسی که با بیشتر شدن سطح فرهنگ عمومی در متن جامعه جوان شاهدش هستیم،گو اینکه در سطوح پایینتر جامعه سنتی،علی رغم سطح فرهنگی و اقتصادی پایینتر،با درگیریها و مشکلات کمتری را در زندگی مشترک مواجهیم.
کتاب،عینک شکسته،شناسنامه،آینه شکسته،حضور دو چهره،یکی مغموم و انعکاسی در آینه و دیگری قاب پرتره ای با ژست لبخند ساختگی در لحظه شات زدن عکاس،یک به یک منتقل کننده مفاهیمی از زندگی روزمره اند.
کتاب،نشانی از فرهنگ ،شناسنامه هویت،آینه شکسته از روابط گسسته نشان دارد و مرد و زن هم،مشتی نمونه خروار جامعه امروز ما.
اشارهء شما به اکسسوار موجوددر عکس را ارج مینهم و بااحترام به نظرتان در مورد روان سازی آن باید عرض کنم روان نبودن و کمی پیچیدگیِ چیدمان عمدی و معطوف به هدف در ارائه مفهوم اثر میباشد..
همچنین در کنار هم قرار گرفتن کتابی از هدایت،فروغ و غلامرضا بروسان و نوستاژیِ مرگِ تاریخی و تراژیکِ هر یک از آنها و حضورِ احمدرضا احمدیِ راویِ تنهایی و همواره دیر رسیدن و فقدان عشاق...
نقطه عطف این حرکت رسیدن به نوعی بلوغ در درک موضوع و گذر از جلوه های بصری و ارزش گذاری بر نوعی نگاه مفهومی است.
دوستان عزیز سپاس از مشارکت در نقد تصویر
در خلالِ این گفتگو من نیز به چند مورد با احترام به بزرگواران و صاحبِ اثراشاره کنم.
1- فیگورِ زنِ روی کتاب (شاعر) که دست بر چانه دارد؛ با فیگور زنی که نشسته ست و با اینکه نیمی از او قابلِ دید ست, هماهنگی؛ قابل تشخیص ست و تصویر از هم گسیخته ی او در آینه ای تکه شده و شکسته.
2- تصویر مردی رو کتاب همراه با عینک و در کنارِ ان عینکی شکسته شده
3- شناسنامه؛ کتابها؛ نویسنده ها و در نهایت ناکامیهایی که در جمع بندی از این ساختار استنباط می شود.
4- زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ یک زندگی حقیقی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درد و بلاتکلیفی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ تاثیرات به اصطلاح روشنفکری؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درک نشدگیهای همآره؛ از جنسِ زندگیهای در جریانِ نزدیکمان؛ تلخ و گزنده...
5-سپاس فراوان؛ برای ارسال این اثر
موفق باشید
ممنونم
در نگاهی جامعه شناسانه،عکس مفهومیست از اختلافات نسل جدید در زندگی روزمره و مشترکشان،چیزی که در نسل قبل یا تحمل میشد و بروز پیدا نمیکرد و یا کلا ایجاد نمیشد.پارادوکسی که با بیشتر شدن سطح فرهنگ عمومی در متن جامعه جوان شاهدش هستیم،گو اینکه در سطوح پایینتر جامعه سنتی،علی رغم سطح فرهنگی و اقتصادی پایینتر،با درگیریها و مشکلات کمتری را در زندگی مشترک مواجهیم.
کتاب،عینک شکسته،شناسنامه،آینه شکسته،حضور دو چهره،یکی مغموم و انعکاسی در آینه و دیگری قاب پرتره ای با ژست لبخند ساختگی در لحظه شات زدن عکاس،یک به یک منتقل کننده مفاهیمی از زندگی روزمره اند.
کتاب،نشانی از فرهنگ ،شناسنامه هویت،آینه شکسته از روابط گسسته نشان دارد و مرد و زن هم،مشتی نمونه خروار جامعه امروز ما.
این غم خیره بخود خیره درآیینه منم
آه آینه اندوه زخود عاصی و خشمگین زنگاه
آنقدر بغض نکن،اشک نریز خیس شده است پیرهنم