بدون عنوان
4% امتیاز

۱۳۹۲/۰۵/۱۵

بازدید : 72 نظرات : 24

https://1pix.ir/i/ab6d
دسته بندی : انسان پرتره مفهومی

بدون عنوان

کاربر مهمان
جواد شیدا
جواد شیدا
یک ثبت خوب... یک شعر عاشقانه تلخ... یک داستان بی پایان که راوی خودکشی کرده ...
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
سپاس از حسن نظرتون جناب شیدا و برداشت شاعرانهء زیبائی که دارید
سعید عامری
سعید عامری
نشانه های ظهور معنا و دریافت های موضوع در عکس های این دوره من را به وجد آورده است. کنار هم قرار گرفتن این تالیف های موثر و پیامد های آن در سراسر گالری این دوره آنقدر با کیفیت است که من را برای انتخاب موضوع ماه آینده نگران کرده است. باید بپذیریم که در این راه پر پیچ و خم این نتیجه های تصویری راه سخت اداره سایت در کنار دوستان برای شخص بنده شیرین و لذیذ است. اما نوشتن زیر این عکس با نگاه به اثر پیش رو، میتواند حقایق زیادی رابه من بیننده منتقل کند. از درک بصری در چیدمان سخت این عکس تا نور و زوایای سخت و خشک آن در میانه های دوایر ذهن ، اندیشه و اجسام .نگاه های سراسر پخش شده دراین عکس اختیار چشم را از بیننده گرفته و معکوس ذهن به بیننده کد هایی را می دهد که شاید داستانی طولانی از یک زندگی سراسر قرمز وار باشد. برداشت ها متفاوت است اما سکوت و سکون بعد از اتفاق می تواند علامت های تعجب و سوال فراوانی را به عنوان شاخص های تحلیلی عکس به بیننده ارائه کند. علم و دستور روان شناسانه ی اثر پبش رو نهایت خود را دارد و من بیننده باید بپذیرم که جدای از بازتاب فراوان داده های تصویری به عنوان یک اثر هنری ، نیازمند به شکل شناسی و بازتاب علمی این اثر نیز هست. جایی که عینک شکسته در کنار قاب عکس معرفی داستانی است که باید هر بیننده به آن توجه کند. نگاه سردی که از تنها آینه ی سالم که در پس آن خشکی ذهن را به چشم انتقال می دهد، دیده می شود. هر چند به نظر می رسد در روان سازی المان ها و آکساسوار این عکس می شد ترکیبی بهتر و حتی کمتر استفاده شود اما نمی توان عکسی در این سطح را با مقیاس هنری خود چید . اصولا اعتقادی به باز کردن حس ها و کد های عکس ندارم و بیش از هر چیزی به نشانه ها اشاره می کنم که بیننده را با خود همراه و درگیر کند تا مبادا نگاه شخصی من هدایتی باشد بر خوانش محض این عکس. اما دیدن شناسنامه و کتابی از صادق هدایت و همچنین کتاب شعر زنده یاد غلامرضا بروسان و شاهکار ^92^^34^یک بسته سیگار در تبعید ^92^^34^ ذهنم را درگیر خود کرده است. سپاس از این پیچیدگی های ارزشمند.
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
با سپاس از حضورتان جناب عامریِ عزیز
اشارهء شما به اکسسوار موجوددر عکس را ارج مینهم و بااحترام به نظرتان در مورد روان سازی آن باید عرض کنم روان نبودن و کمی پیچیدگیِ چیدمان عمدی و معطوف به هدف در ارائه مفهوم اثر میباشد..
همچنین در کنار هم قرار گرفتن کتابی از هدایت،فروغ و غلامرضا بروسان و نوستاژیِ مرگِ تاریخی و تراژیکِ هر یک از آنها و حضورِ احمدرضا احمدیِ راویِ تنهایی و همواره دیر رسیدن و فقدان عشاق...
نعمت اله معینی امین
نعمت اله معینی امین
چگونه یک هوشیاری از جنس روشنفکری در ذهن گرفتار می ماند.
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
سپاس از حضور و نگاهتون جناب معینی امین
آرش حمیدی
آرش حمیدی
آنچه که بیشتر مرا به وجد آورد نگاه افرادیست که به این عکس رای دادند. با اینکه این تصویر در نظر اول بسیار دور از مفاهیم اولیه موضوع می باشد اما گویا آنچه اهداف دور ما بود آرام آرام جایگاه خود را یافته و بدون هیچ توضیح و توصیه ای قاضیان این تصویر به محتوای آن اعتماد کردند و این جای خورسندی فراوان دارد .
نقطه عطف این حرکت رسیدن به نوعی بلوغ در درک موضوع و گذر از جلوه های بصری و ارزش گذاری بر نوعی نگاه مفهومی است.
دوستان عزیز سپاس از مشارکت در نقد تصویر
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
دوستان موارد بسیاری را نوشته اند
در خلالِ این گفتگو من نیز به چند مورد با احترام به بزرگواران و صاحبِ اثراشاره کنم.

1- فیگورِ زنِ روی کتاب (شاعر) که دست بر چانه دارد؛ با فیگور زنی که نشسته ست و با اینکه نیمی از او قابلِ دید ست, هماهنگی؛ قابل تشخیص ست و تصویر از هم گسیخته ی او در آینه ای تکه شده و شکسته.

2- تصویر مردی رو کتاب همراه با عینک و در کنارِ ان عینکی شکسته شده

3- شناسنامه؛ کتابها؛ نویسنده ها و در نهایت ناکامیهایی که در جمع بندی از این ساختار استنباط می شود.

4- زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ یک زندگی حقیقی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درد و بلاتکلیفی؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ تاثیرات به اصطلاح روشنفکری؛ زاویه های ^92^^34^آشکار^92^^34^ و پنهانِ درک نشدگیهای همآره؛ از جنسِ زندگیهای در جریانِ نزدیکمان؛ تلخ و گزنده...

5-سپاس فراوان؛ برای ارسال این اثر
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
سپاس فراوان از شما خانم آرش و نگاه دقبقتان و اشاره های بجائی که کردید.
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
در ضمن در مورد شمارهء 2 تصویرِ مردِهمراه با عینک کتاب نیست بلکه قاب عکس سلف پرترهء خودم میباشد.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
اتفاقا من چندین بار که این عکس را باز کردم. به علت فضا و کتابها. کنجکاو شدم که بدانم این تصویر چه نویسنده ایست.چون مطمئنن در تفسیر تاثیرگذارست.به نوعی؛ این عکس سلف پرتره هم هست. چه خوب که بیان فرمودید.
رحیمه ابوالحسنی
رحیمه ابوالحسنی
سپاس و تبریک.. این عکس چشم ها و ذهن و اشتیاق من رو دقایقی طولانی به خود جذب کرد..
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
ممنون از لطف و حسن نظر شما
ابراهیم روحی
ابراهیم روحی
فقط به نظاره می نشینیم...صحنه ای از یک صحنه... رویایی که به کابوس تبدیل شد.
موفق باشید
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
متشکرم جناب آقای روحی
مرتضی جعفری
مرتضی جعفری
ایده بسیار خوب و اجرای موفق
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
ممنون از شما جناب آقای جعفری
ایمان اکبری مطلق
ایمان اکبری مطلق
عالی و درخور تحسین
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
متشکرم آقای اکبری مطلق
ایمان اکبری مطلق
ایمان اکبری مطلق
عالی و درخور تحسین
رضا محکم
رضا محکم
نگاه زیبایتان را می ستایم
شهرام احمدزاده
شهرام احمدزاده
درود بر شماآقای محکم
ممنونم
فرهاد افشین
فرهاد افشین
عکسی پر از مفاهیم مختلف،گوشه ای تلخ و سرد،گوشه ای نوستالژی،کناری خشم و خشونت و در آخر پوچی .
در نگاهی جامعه شناسانه،عکس مفهومیست از اختلافات نسل جدید در زندگی روزمره و مشترکشان،چیزی که در نسل قبل یا تحمل میشد و بروز پیدا نمیکرد و یا کلا ایجاد نمیشد.پارادوکسی که با بیشتر شدن سطح فرهنگ عمومی در متن جامعه جوان شاهدش هستیم،گو اینکه در سطوح پایینتر جامعه سنتی،علی رغم سطح فرهنگی و اقتصادی پایینتر،با درگیریها و مشکلات کمتری را در زندگی مشترک مواجهیم.
کتاب،عینک شکسته،شناسنامه،آینه شکسته،حضور دو چهره،یکی مغموم و انعکاسی در آینه و دیگری قاب پرتره ای با ژست لبخند ساختگی در لحظه شات زدن عکاس،یک به یک منتقل کننده مفاهیمی از زندگی روزمره اند.
کتاب،نشانی از فرهنگ ،شناسنامه هویت،آینه شکسته از روابط گسسته نشان دارد و مرد و زن هم،مشتی نمونه خروار جامعه امروز ما.
احمد قهرمانی
احمد قهرمانی
این نگاهی که در آیینه شکسته است منم
این غم خیره بخود خیره درآیینه منم
آه آینه اندوه زخود عاصی و خشمگین زنگاه
آنقدر بغض نکن،اشک نریز خیس شده است پیرهنم