درونمایه ی عکس به لحاظ معنا و مفهوم بسیار منسجم و پرمحتواست و بیانی فراتر از انبوهِ تعدادی انسان و سایه هایشان و ثبتی زیباارائه میدارد.
سکونِ بادکنک فروش و نگاهِ وی به بادکنکهاو در امتدادِ آن به سایه های کشدار و غول پیکرِ آدمهایی که بی تفاوت از او دور شده اند و هرچه دورتر می روند در نگاه او سایه ها کشدار تر و غول پیکرتر میشوند.جهت حرکتِ آدمها بسوی منبع نور و جمعِ آدمهاییست که در انتهای محوطه که سایه هاشان پیداست ایستاده اند و بادکنک فروش در قسمت کم نورِ محوطه با سایه ی باریک و نحیفِ خود تنها می ماند..
تم سیاه سفید و بافت مشبکِ سنگفرشها فضای خاکستریِ سنگینی به عکس داده است.
ممنون از شما جنابِ عامری بابت این ثبتِ ارزشمند
انبوهِ آدمها، انبوهِ سایه ها؛ انبوهِ هجوم و وحشت؛ انبوهِ اشکال هندسی ی همسان و همشکل؛ این انبوه حتما نباید غیر قابل شمارش باشد؛ همینکه حسِ متفاوتی از تکثیر و تکرار را ایجاد کرده؛ رابطه ی خوبی را با موضوع برقرار کرده ست؛ همینکه حجمِ وسیعی از شب را با معناهای درونی آمیخته و تجرد فردی را در همجواری با تکثر افراد پیرامونش به تصویر کشیده، تنهایی او را در حجم بی توجهی به تصویر کشیده؛ ارزشمند و آموزنده ست. حداقل برای شخصِ من.
انبوه سایه ها و تم سیاه و سفید، تاثیر بسیار خوبی دارد.
ممنون
سکونِ بادکنک فروش و نگاهِ وی به بادکنکهاو در امتدادِ آن به سایه های کشدار و غول پیکرِ آدمهایی که بی تفاوت از او دور شده اند و هرچه دورتر می روند در نگاه او سایه ها کشدار تر و غول پیکرتر میشوند.جهت حرکتِ آدمها بسوی منبع نور و جمعِ آدمهاییست که در انتهای محوطه که سایه هاشان پیداست ایستاده اند و بادکنک فروش در قسمت کم نورِ محوطه با سایه ی باریک و نحیفِ خود تنها می ماند..
تم سیاه سفید و بافت مشبکِ سنگفرشها فضای خاکستریِ سنگینی به عکس داده است.
ممنون از شما جنابِ عامری بابت این ثبتِ ارزشمند