درک فوران یک شهر و نوشته ی بیلبوردهای عظیم که واژه هایش روی سر آدم ها مثل همین فراخ های فلزی و سیمانی انباشته شده است. ریزش آن ها مدام ذهن و سلولهای مغز را مشوش می کند. بنابرین حتی سقف ماشین ها این امنیت را در چشمان آدم ها کم می کند. باید به جست و جوی رنگها در کشیدگی این شهر باشیم. گاه خنثی است و گاه ترکیبی از التهاب ... به نظر این عکس یک آموزش کامل از یک بی قاعدگی تصویری است. باید قبول کرد که کاربران ما هنوز با چشم نمی بینند و با قواعد بصری درگیرند و البته با آموزه های دوستان و اساتید در بند.
تجزیه اولین نکته ایست که در خاطرم در باره ی این نوشته شما جناب عامری به ذهن حقیر رسوخ می کند.
سپاس از جنس تحلیل گر و علم تفسیر پدیدار شناسانه ی شما