جریانی که به واسطه ی سوژه های انسانی؛ المانها و سایه هایشان به وجود آمده هرچند جریانیست روزمره و شاید اندکی آشنا؛ اما عمیق تر که نگاه کنی نوعی جدا افتادگی میان سوژه ها با محیط و با دیگران حس می شود؛ نوعی جدا افتادگی و فاصله، و نیز درگیریهای ذهنی هر فرد که مختص خود اش هست. هر کس در دنیای خود اش سیر می کند و انگار به جا و مکانی که در آن قرار گرفته و به سمتِ آن در حالِ رفتن ست؛ تعلق ندارد و نیز تعلق و وابستگی خاصی نیز نسبت به همنوعانِ پیرامون خود حس نمی کند، واقعیت تلخ و عمیقی را به تصویر کشیده اید و ممنونم.
درود بی پایان خانم آرش. از جدیت شماها انرژی گرفته ایم و لطف شما ودوستان بوده این اثر تقدیم می شود به کلیه دوستانی که از اثارشان بهره برده ام وهمچنان بهره مند می شوم. باتشکر فراوان از تلاش شما برای ارتقاجامعه عکاسی ایران.
یک مکانیک رئالیسم موفق با لحظه ی قطعی و موفق... نگاه ها ، حس ها و روابط موجود در بین این آدم های خشک و سرد و درگیر کار های روزمره ، موفقیتی را از این حیث به بیننده تحویل می دهد. مثلث ها و کشیدگی سایه ها این خستگی و درگیری های روزمره را با چیرگی آفتاب برفضا به ارمغان می آورد. یک استیصال و درماندگی که بین تک تک آدم های این قصه می توان دید ...
برشی از دنیایی مملو از روزمرگی . سوژه هایی غوطه ور در خستگی و نا امیدی. شبیه صحنه تئاتری که هر روز تکرار میشود و پیر مردی که ناظر این عبور هر روزه است. چهره ها دچار تکیده و خسته اند و توقف در این زندگی جریمه ای دارد به قیمت جا ماندن . جا ماندن از روزمرگی که شبیه کارگردانی با نخ های نامرئی عروسک هایش را بازی گری میکند در تئاتری به نام ^34^توقف ممنوع ^34^
..................
تبریک برای این اثر زیبا. موفق باشید
در روزمرگیها و لحظات تکراری،وقتی لحظه ای را ثبت می کنیم،دنیایی از درون آن لحظه پدیدار میشود که در هنگام جاری بودن لحظات،هیچ موضوعی در بر نداشته است.
هنر عکاس،ثبت بهترین لحظه در بهترین حالت و نور است که شما در این عکس ،بخوبی از پس آن بر آمده اید.
دریک لحظه قطعی زیبا و پر از مفهوم،،در میانهیاهویی از رفت و آمد های پر سرعت و پر التهاب شهر،پیرمردی آرام در گوشه ای نظاره گر است، بسان روح در جمع زندگان که بدون هیچ توجهی به او،در حال حرکتند. گویی دیواری بین پیرمرد و جامعه فاصله انداخته است.
هرچند سایه ها نقش بسیار کلیدی ایفا میکنند،ولی کادر بندی بهتر میتوانست در زیبایی بصری کمک کننده باشد.
انگار شاهد یک تاتر خیابانی هستیم...
لحظه ی خوبی را ثبت نموده ایید
تبریک
..................
تبریک برای این اثر زیبا. موفق باشید
هنر عکاس،ثبت بهترین لحظه در بهترین حالت و نور است که شما در این عکس ،بخوبی از پس آن بر آمده اید.
دریک لحظه قطعی زیبا و پر از مفهوم،،در میانهیاهویی از رفت و آمد های پر سرعت و پر التهاب شهر،پیرمردی آرام در گوشه ای نظاره گر است، بسان روح در جمع زندگان که بدون هیچ توجهی به او،در حال حرکتند. گویی دیواری بین پیرمرد و جامعه فاصله انداخته است.
هرچند سایه ها نقش بسیار کلیدی ایفا میکنند،ولی کادر بندی بهتر میتوانست در زیبایی بصری کمک کننده باشد.
پیاده روها بر از آدم
و آدم ها آویخته از لباس
چوب رختی اند انگار...