بدون عنوان
4% امتیاز

۱۳۹۲/۰۷/۱۴

بازدید : 19 نظرات : 27

https://1pix.ir/i/acfn

بدون عنوان

کاربر مهمان
سید امید علوی
سید امید علوی
درود
لذت بردم و برای بنده بسیار آموزنده ...
از قرار گرفتن جرثقیل ها گرفته تا خیابان و درخت هایش که در یک راستا چشم آدمی را با خود همراه می کند !
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاسگزارم؛ جنابِ علوی...
میلاد بشردانش
میلاد بشردانش
سلام
حالت های منحنی بدنه پل یک اثر خوب و در عین حال پیشرفت تکنو لوژی در یک شهر را به خوبی نمایان میکند.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون و سپاسگزارم :)
مرتضی جعفری
مرتضی جعفری
سکوت شهر - عالی
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاس از شما و لطفتان.
پرویز فلاحتکار
پرویز فلاحتکار
هجوم ، شلوغی و آهن سخت . . . نشانه های یک زندگی ماشینی
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنونم از تعبیرتان.
داود شیخ الاسلامی
داود شیخ الاسلامی
سلام
انتخاب زاویه مناسب و ترکیب بندی عالی از نقاط قوت این ثبت است
تبریک خانم آرش عزیز
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاسگزارم جناب شیخ الاسلامی از لطف شما.
اصغر عاصم کغاش
اصغر عاصم کغاش
سلام. این عکس شما تک شات هست یا چند شات؟
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سلام. دو چرثقیل در ترکیب بندی وجود داشته، مابقی اضافه شده اند، در دسته بندی هم ^34^فتو آرت^34^ ذکر شده.
اصغر عاصم کغاش
اصغر عاصم کغاش
سلام مجدد.حقیقت امر این هست که زمانی که در گالری این عکس را دیدم در همان نگاه اول متوجه شدم که از محل قرار گیری عکاس زوایای تشکیل شده توسط جرثقیل(تاور)همخوانی ندارد و بخاطر همین برای اینکه به یقیین برسم در خیابان بدنبال تاورهای که نزدیک به قرار گیری تاورهای عکس شما گشتم و به این نتیجه رسیدم که از جایگاه قرار گیری شما نمیتوان تاورها را به این نحو دید.در این عکس شما از بالا به پایین تاورهای شماره 1.3.4.6 (اگر اشتباه نکنم)به عکس اضافه شده که زاویه تشکیل شده توسط بدنه تاور درست نیست و از همه مهمتر اگر اشتباه نکنم تاور شماره 1 پایه آن حذف و بدون پایه هست و شما ان را بیشتر از آنچه که میبود به سمت چپ قرار دادید و انتها(دم تاور ) در کادر بدون پایه هست.ونکته دیگر اگر این تاورها اینگونه و با این فاصله کنار هم نصب شده باشند در هنگام چرخش تاور شماره 1 با تاور شماره 2و 3 و 4 برخورد خواهد کرد و دیگر تاورها بجزئ تاور5و6 همه باهم به هر نحوی برخورد خواهند کرد.
حال دیگر در مورد این مطلب اطلاع ندارم که درست هست عکسی منتاژ باشد و ترکیبات اضافه شده به نادرستی در کادر قرار بگیرد .
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون از دقتِ شما. چقدر خوب، که این عکس شما را به خیابان کشانده تا با دقت تر نسبت به آنچه می بینید قضاوت کنید. حقیقت امر اینست که زوایایی که برای این عکس به کاربرده شده، همه زوایای تقریبا یکسانی بوده اند، حال آنکه کمی در اجرا متناقض عمل شده ست و یا اینگونه به چشم می آید، یقینا اشکالِ کار من بوده ست و نباید اینگونه باشد. هرچند گاها در عکسهای فتو مونتاژ؛ به عناصر غیر عادی برمی خوریم و توجیه پذیرست؛ اینکه تاورها با هم برخورد پذیرست یک امر مسلم ست؛ ، من با اغراق به هجوم اینها در شهر نگاه کرده ام و در حقیقت خواسته ام با کنار هم قراردادنشان؛ نگاِ انتقادی خودم را به تصویر بکشم؛ اینکه؛ چقدر منظره ی شهر با اینها، در هم ریخته ست، این عکس یک عکسِ مستند نیست، که بخواهید بر اینکه این تاورها با هم برخورد دارند یا نه! تکیه کنید. چون اندکی غیر واقعیست؛ منتها نوعی غیر واقعیست که واقعی می نماید. که البته مخاطب عکس غیر واقعی بودن اش را باید متوجه شود؛ یعنی اگر متوجه این موضوغ نشود که من خواسته ام دید انتقادی ام را د قالب غیر واقعی، واقعی بنمایانم، موفق نبوده ام. اما بنده فردی توجیه کننده نیستم، و حساسیتی هم مبنی بر اینکه بگویم^34^ کار من همیشه درست است^34^ ندارم... من عکس را به چند نفر از اساتید و دوستان نشان خواهم داد (هرچند پیش از این اینکار را کرده ام؛ اما مجددا نیز اقدام خواهم کرد) و اگر ایشان هم نظرشان با شما یکی بود؛ در ویرایش تجدید نظر خواهم کرد.

ضمن آنکه اگر با نگاهِ من آشنا باشید، من همواره در فتومونتاژهایم، این غیرعادی بودنِ یک سوژه را به کار می برم،
در این عکس هم که برای همین موضوع ارسال شده...
http://picu.ir/1pix/Index.php?req=Image^amp;^ImageId=44267
شما هرگز نمی توانید وجود یک زندگی را ؛ پرده ..دودکش و آنتن را در یک نقطه از حجم آهنها، قبل از ساخته شدن متصور شوید، و حقیقت امر اینست که وجود هم ندارد، اما این هستی بخشیدن به چیزی که نیست یا ممکن ست در آینده بشود... این مد نظرم بوده، بودن در عین نبودن( هرچند عمقِ آن خیلی بیشتر از این حرفهاست؛ و صحیح هم نیست بیشتر از این عکس خودم را به بررسی بنشینم.)
هادی دهقان پور
هادی دهقان پور
نقد عکس‌های ترکیبی را دوست دارم، چون به زعم خودم، این روش، بهترین گزینه برای ابراز درونیاتم بوده و هست. قاب‌های مجازی که شاید هیچ‌گاه در بیرون از تو، چارچوب ضلع خود را پیدا نخواهند کرد می‌شوند زبان گویای تو. اگر به‌دنبال مفهوم باشی و عمق، دیگر درگیر درجات میلیمتری مهندسی و شاقول و شیروانی عکس نمی‌شوی، بلکه درگیر حس آن می‌شوی و تحلیلت می‌شود شرح عکس و تفسیر دغدغه‌ی عکاس. همچنین، اجرای کار را موفق می‌دانم. در واقع، عکاس ضمن استفاده از عناصر آشنا که شاید هرروز با آن مواجه می‌شویم، توانسته به خلق ترکیب معناداری که علی‌رغم اغراق در هجوم جرثقیل‌ها به حریم پُل، ملموس و قابل درک است، دست یابد.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون ام جناب دهقانپور گرامی، آنچه بیانِ من از این تصویر بوده ست را به خوبی نگاشتید...
جوادروئین
جوادروئین
به نظر من هر تصویری که در ذهن عکاس شکل می گیرد و در قاب تصویر می نشیند مستند(نه به معنای جشنواره ایی) می باشدولی قبل از ان دوقانون باید وجود داشته باشد
1-عکاس دروغ نگوید
2-ان جریان در عکس پتانسیل 100 درصد اتفاق افتادن را دارا باشد
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
درود بر جناب روئین گرامی :). اگر که اینطور باشد آثار بسیاری از عکاسان مثل عکاسان سورئال زیر سوال می رود! یا من مقصود شما را درست نگرفتم؟! باز هم ممنون از حضور شما.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
آقای عاصم .
تاورهایی که اشاره کرده اید؛ آمار دقیقی ست و به عکس اضافه شده اند؛ ممنون از دقت نظر شما. ویرایش را اصلاح خواهم کرد و در ارائه های بعدی به کار خواهم برد.( تنها از ناحیه ی زوایا)
امیدوارم همآره این دقت را در قضاوتهایتان سرلوحه قرار دهید.
محسن نیرومند
محسن نیرومند
قاب زیبایی را ساختید. نقد جناب آقای عاصم و پشتکار ایشان برای اثبات فرضیه اش و رفتن به محل عکاسی شده واقعا ستودنی است.
دفاع شما از مفهوم فتوآرت و نحوه کار روی اینگونه عکسها هم جالب بود.
اما در مورد خود عکس: زندگی انسانهای شهری مخصوصاً کلان شهرها محدود میشود به فضاهایی بسته،آپارتمانهای کوچک،درختان و درختچه هایی که ریشه هاشان محدود به گلدانهای تنگ است. حتی اگر محیط زندگی آنها سربسته هم نباشد با میله ها و داربستها و لوله های ضخیم محصور شده است. برعکس آنچه در روستاها وجود دارد.در شهر اجباراً از لنزهای واید باید استفاده کرد چرا که بیشتر از چندمتر دیده نمیشود. اما در روستا ما با فضایی به شدت وسیع روبرو هستیم. فضایی بی انتها.
شما در این فتوآرت فضایی کاملا محدود خلق کردید.فضایی که خاص زندگی شهری است.
در مورد فتوآرت بنظرم هیچ محدودیتی نباید قائل شد. عکاس فتوآرت همانند یک نقاش است که بجای قلم مو و رنگ و بوم از دوربین و نرم افزار برای بیان دیدگاه فردی استفاده میکند.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون جناب نیرومند، البته فتو مونتاژ را ترجیح می دهم، اما دفاعی نیست، تنها توضیح برخی واضحات ست؛ و همانطور هم که قید کردم؛ توجیه نمی کنم؛ اگر زاویه بد به چشم می آید، اشکالِ کار من ست، چون در این عکس قصد آن نبوده که اینگونه فتومونتاژ بودنِ آن دیده شود؛ قصد آن بوده که فتو مونتاژ از مفهوم استنباط شود.
پس بنا به نظراتِ دوستان، از آنچه در ذهن من بوده، در ارائه کمی فاصله گرفته و خب در ویرایش قابلِ تصحیح ست. اما آنچه قابل دفاعست، برخورد تاورهاست، که صد البته ذهنِ من به آن آگاهی کامل داشته ست هنگام مونتاژ.
اما فرمایش جناب روئین، کمی سر درگم می کند.
عکاس حتی عکس را وقتی سیاه و سفید ارائه می دهد، دارد دروغ می گوید، چون آنچه به چشم دیده می شود رنگی ست.
و همچنین، جریان در عکسها پتانسیل 100 درصد اتفاق افتادن را دارا نیستند، من می توانم به آثار سندی اسکاگلند، توماس باربی و ... اشاره کنم که نقض می شود! البته باز هم اذعان می کنم، که این امکان هست که بنده مفهوم صحبت جناب روئین گرامی را به درستی متوجه نشده باشم. ممنون از حضور شما.
جوادروئین
جوادروئین
سلام خانم ارش گرامی
^34^واقعیتی که هست و واقعیتی که باید باشد^34^
....سورئالیستها تا جایی که می تواننداز واقعیت فاصله می گیرند و فتو مونتاژ روشی بود در کناردیگرابزارها مانند سینما و نقاشی و .. که عکاسان نیز بتوانند در این مکتب حرف های خودشان را بزننند حال اگر خلاف این عمل انجام شودوبا فتو مونتاز به سمت واقعیت برویم (هم از نظر فرم و محتوا) اینجا هم همانظور خودتان می گوئید می خواستید که به واقعیت نزدیک شوید و شده ایید و می گویید که یک غیر واقعی که واقعی می نماید که می شود رئالیسم جادوئی.... اگر شما تمام زوایاوتاور هارا با حساب و کتاب ،چیدمان نمایید خب چسبیده به واقعیت شده ایید (پتانسیل اتفاق 100 صد درصد )و به یک ثبت مستند نزدیک شده ایید حال اگر شما همین تصویر را در واقعیت جایی دیده باشید ولی امکان عکسبرداری نداشته ایید ولی بعدا براساس ثبت تصویر در ذهنتان ان را اکنون باچیدمان دقیق در قاب اورده ایید ..ان وقت چه !!هم اتفاق 100 در صد وجود داشته و هم گفته شما تاکیدیست بر آن.. یعنی ثبتی که شاید بشود به ان استناد کرد اگر ثبت مستند را تنها در تک شات بودن و بدون دخل تصرف عکاس نبینیم ... حال این سئوال پیش می اید که ایا با فتو مونتاز میشود اثری قابل استناد آفرید ؟ البته این بحث فروم جدایی می طلبد مطللب زیاد است...
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سلام بر جناب روئین گرامی.
در ابتدا اینکه این اتفاق در عکسِ من از لحاظِ درونی ناممکن نیست؛ نه اینکه الان به همین صورت باشد؛ مقصودم این بوده که با این حجمِ بالای شهرسازی و ساختمان سازی؛ کم مانده به ^34^ مکانهای امن^34^ نیز هجوم برده شود؛ و با برخورد اینها امنیت جانِ آدمها خدشه دار شود به دست خودشان و آنچه ساخته اند؛ (دیگر آدمی نباشد؛ به خاطر همینها و همه در حال مهاجرت باشند: دورنمای ماشینهایی که دارند می روند و سکون و سکوت پل؛ و تاورهایی که بی محابا به گوشه ای ول شده اند و حتی شاید بدون حضور انسانهایی که آنها را هدایت کنند). بله عکس من یک ثبت از شهرست و بر نقص آن بابت زوایا واقفم؛ یعنی با اشاره ی دوستان واقف شدم.
بسیار هم اشاره کردم که ماهیت فتومونتاژ بودن این عکس را نمی خواستم از طریقِ زاویه تاورها مشخص شود؛ و این گفته ام هم بابتِ این بود؛ که مشکلِ عکس را قبول کردم. اما ذهنیت من این بوده که فتو مونتاژ بودن از مفهوم برداشت شود. اگر این عکس مشکل زاویه ها را نداشت و کسی متوجه فتو مونتاژ بودنِ آن نمی شد و به برخورد تاورها اشاره ای نداشت؛ من دیگر مطمئن باشید به این عکس هیچ احساسِ خاصی نداشتم :). اما همینکه این امر غیر واقعی برخورد تاورها مورد توجه قرار گرفت برای من یک نکته ی مثبت ست. ببنید عکس دارای زاویه ی درونی ی دیگری هم هست. عکس تنها یک عکس ساده از یک پل نیست که ساخت و ساز را نشان می دهد. البته من می توانستم. مثلن جرثقیل را آنقدر بزرگ کنم که سورئاله گی رخ دهد. آن هم در نوعِ خود عکسیست. اما اکنون اینگونه ارائه کردم و اندکی با نقص در ظاهر.. اما در عمق آن مفهوم مورد نظر جلوه ی خوداش را از دست نداد.
+ با فتو مونتاژ می شود اثری قابل استناد آفرید. بنده اینکار را زیاد انجام داده ام که متوجه فتو مونتاژ بودن نمی شوند؛ اما خصوصا در محیطهای مجازی با اینکه فتو مونتاژ بودنِ آن حس و لمس نمی شده؛ در دسته بندی ذکر کرده ام :) . در جشنواره ها هم در بخش ازاد یا خلاقه ارسال کرده ام. فکر می کنم؛این صداقت را داشته ام.
ممنون از حضور و وقتی که گذاشتید.
بهروز چ
بهروز چ
با سلام ، تا حدودی با جناب عاصم هم عقیده ام ثبت می خواهد الگوهای گوناگونی در زندگی شهری را به نمایش بگذارد که این الگوها ما را در مسیرهای اجباری قرار می دهد مسیری که انتهایش هم به آن دورنمایی که دیده می شود نمی رسد و نوعی بن بست است بخشی از این الگوها سمبل هایش همان جرتقیل ها هستند درست است که بیشتر جرثقیل ها به ثبت افزوده شده اند اما وقتی برای بیننده تاثیر گذاری بیشتری دارند که با حس بیننده از واقعیت همخوانی داشته باشند نمی خواهیم از منظر مهندسی مکانیک و سازه موضوع را بررسی کنیم ولی زاویه های غیر واقعی از جرثقیل ها می توانند اثر انتقال مفهوم را کاهش دهند . جسارت بنده را ببخشید .
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
ممنون دوست گرامی. از اظهار نظرتون. ارزش قائلم؛ اما با تمامِ جوانب آن موافق نیستم.
اصغر عاصم کغاش
اصغر عاصم کغاش
سلام خدمت خانم آفرین آرش و دیگر دوستان.
باید عرض کنم بنده به هیچ عنوان این اثر را نقد نکردم.و اگر بدان گونه که مدنظرم بود نتوانستم بازگو کنم از خانم آرش و دیگر دوستان عذر خواهی میکنم.
ولی از طرف دیگر خوشحالم این نوشته های من باعث میشود دوستان به این نحو در بحثها چه نقد و یا غیر از این شرکت کردند.بهر حال در این انتقال تجربه ها به بنده خیلی کمک کرد.
خانم آفرین آرش بدلیل اینکه بنده شخصا واقع گرا هستم فقط و فقط از دید شخصی و یا بهتر بگویم هر آنچه که چشمانم در واقعیت را دیده در مورد عکس شما باز گو کردم.نه اینکه در ذهن خود خیال و رویا نداشته باشم ولی توان آنکه مانند شما بتصویر بکشم را ندارم و به همین دلیل وقتی با عکس بنده بر گرفته از واقعیت هست غیر آن برخورد میشود کمی احساس رنجش میکنم و بس.
بنده به هیچ عنوان به ارزش محتوا عکس اشاره ای نداشتم و اگر اینگونه بود معذرت می خواهم.
با تشکر از شما و دیگر دوستان.
ایمان جنتی
ایمان جنتی
فوق العاده ست این عکس