بسیار لذت بردم از دیدن این عکس خانم ابولحسنی
آن زن دیرگاهیست در این منزل نیست عنوانی است که با عکس کاملا هماهنگ و با توجه به این تصویر از دید من یعنی آن زن در آسمانها ساکن شده و دیگر بر روی زمین نیست
با وجود استفاده استادانه عکاس از شیوه مونتاژ عکس و hdr در خلق فضایی زیبا آرامش بخش ، در لایه های پسین عکس تناقضی مشخص میان موضوع و فضا وجود دارد ( که باید پرسید آیا آگاهانه این پارادوکس ایجاد گردیده یا نه )اساساً زیبایی های تعریف شده یک شهر ذاتاً متفاوت از زیباهای طبیعت زمین می باشد چرا که شهر در تعریف مدرن خود پدیده ای است که فارغ از آرامش و سکون در تکاپوی توسعه هر روز ریشه در جان طبیعت می دواند ، زیبایی های شهر از نوع انسان ساخت و با بروزی ظاهری از جنس تکثر است و این دقیقا نقطه متقابل با زیبایی ها و نظم ذاتی طبیعت است که وحدانیت و حرکتی همسو در تمام اجزا را القا می کند . حضور زن با و جود ویرایش خوشایند و همگون با فضا تا حدی نا مانوس نشان می دهد چرا که بیشتر با آسمان زیبا و لکه های پر رنگ سبزو زرد به عنوان بازمانده هایی از طبیعت که از دست توسعه شهر در امان مانده اند قرابت بیشتری دارد در حالی که او ناظر بر واقعیتی نچندان خوشایند است و به نظر می آید اگر چشم انداز نا مرتب شهر را از میان تصویر با دور نمایی از یک کوهستان و یا جنگل تعویض کنیم با دیگر پلانهای تصویر رابطه موضوعی بهتری برقرار کند . ( این دیدگاه شخصی بنده است البته... و تضاد هم به همان اندازه همگونی اثرگذار است اگر با بیانی قوی و مشخص بیان گردد ) با تشکر از خانم ابوالحسنی
ممنونم جناب چناری عزیز از نظر شما و نقد دقیقی که بر این کار داشتید که نشان از نکته بینی و دید ظریف شمادارد.. در پاسخ سخنان شما چیزی که قصد عرض آن را دارم این است که در واقع یکی از نکات مثبت هنر و اثر خلق شده هنری، چند وجهی و منشوری بودن آن است که به مخاطب اجازه برداشت شخصی از اثر را می دهد و با این تعریف هر برداشتی از سوی مخاطب حتی در صورتی که با هدف هنرمند یکسو نباشد، قابل احترام و صحیح می باشد.. هدفی که من در خلق این تصویر داشته ام در واقع احساسی از تعلق نداشتن ناخودآگاه به دنیایی زیبا و فریبنده است که چشم ها را مجذوب خود می کند. که در قالب زنی با پوششی نا همگون با نوع و شیوه زندگی امروز، که دیگر جایی برای حضور در این دنیای هر چند فریبنده و زیبا برای خود نمی بیند، بیان شده.. امیدوارم توانسته باشم پاسخ کاملی ارائه دهم.. متشکر از توجه شما..
با سلام مجدد
با توجه به سویه نگاه شما در خلق عکس باید بگویم در تصویر شما بیشتر از زیبایی فریبنده به واسطه حضور آسمان که نیمی از تصویر را پر کرده و جمع پرندگان که نمادی از بی تعلقی و آزادگی است و همچنین گستره ای از طبیعت که در پایین کادر وجود دارد، حسی معنوی وجود دارد ، و احجام نا منظمی که نمایانگر یک شهر است با وجود اغراق در رنگ و لعاب همچنان مخرب و نا مانوس می نماید و جذابیتی فریبنده ای در خود ندارد . باز هم سپاس و خسته نباشی
سلام مجدد
در حقیقت در مرحله اول من نیز به همین صورت با ترکیبی سیاه و سفید و آسمان و شهری نازیبا و شلوغ، تصویر را ویرایش کردم اما چیزی که من به دنبالش بودم وجود وسوسه ای پنهان بود میان ماندن و رفتن و ترکیب اول ترکیبی بود که ناخوداگاه انسان، ناگزیر، از آن گریزان است و من تلاش کردم با نمایی که بیشتر ما دوست داریم شهرمان را آنطور ببینیم این تصویر را ایجاد کنم تا حس درونیم را با آن بتوانم القا کنم .. اما با هر تعریف از توجه و نقد آموزنده شما بسیار سپاسگزارم.. :)
آن زن دیرگاهیست در این منزل نیست عنوانی است که با عکس کاملا هماهنگ و با توجه به این تصویر از دید من یعنی آن زن در آسمانها ساکن شده و دیگر بر روی زمین نیست
آفرین بر شما
با توجه به سویه نگاه شما در خلق عکس باید بگویم در تصویر شما بیشتر از زیبایی فریبنده به واسطه حضور آسمان که نیمی از تصویر را پر کرده و جمع پرندگان که نمادی از بی تعلقی و آزادگی است و همچنین گستره ای از طبیعت که در پایین کادر وجود دارد، حسی معنوی وجود دارد ، و احجام نا منظمی که نمایانگر یک شهر است با وجود اغراق در رنگ و لعاب همچنان مخرب و نا مانوس می نماید و جذابیتی فریبنده ای در خود ندارد . باز هم سپاس و خسته نباشی
در حقیقت در مرحله اول من نیز به همین صورت با ترکیبی سیاه و سفید و آسمان و شهری نازیبا و شلوغ، تصویر را ویرایش کردم اما چیزی که من به دنبالش بودم وجود وسوسه ای پنهان بود میان ماندن و رفتن و ترکیب اول ترکیبی بود که ناخوداگاه انسان، ناگزیر، از آن گریزان است و من تلاش کردم با نمایی که بیشتر ما دوست داریم شهرمان را آنطور ببینیم این تصویر را ایجاد کنم تا حس درونیم را با آن بتوانم القا کنم .. اما با هر تعریف از توجه و نقد آموزنده شما بسیار سپاسگزارم.. :)
بابت خلق چنین ثبت زیبایی بهتون تبریک میگم خانم ابولحسنی
بسیار ممنونم از نظر لطفی که دارید آقای روئین..