معصومیتِ از دست رفته: از دست می رویم؛ از همه چیز و از هیچ چیز؛ از خودمان، از نقشِ نامتعادلِ روی دیوار؛ از دست می رویم نه چونانکه به دست آمدیم؛ شبیه از دست رفتن، از دست می رویم؛  و از دست رفتن از خودمان چه شکلیست!؟ همین شکلی که یک روز؛ شاید یک لحظـه، معصومیتمـــــان را می گذاریم گوشه دیواری ؛ چیزی...
4% امتیاز

۱۳۹۲/۱۱/۰۷

بازدید : 56 نظرات : 7

https://1pix.ir/i/acpw

معصومیتِ از دست رفته: از دست می رویم؛ از همه چیز و از هیچ چیز؛ از خودمان، از نقشِ نامتعادلِ روی دیوار؛ از دست می رویم نه چونانکه به دست آمدیم؛ شبیه از دست رفتن، از دست می رویم؛ و از دست رفتن از خودمان چه شکلیست!؟ همین شکلی که یک روز؛ شاید یک لحظـه، معصومیتمـــــان را می گذاریم گوشه دیواری ؛ چیزی...

کاربر مهمان
مریم پژمان
مریم پژمان
روایت زیبا ، حقیقی ، و غم انگیزی است ... موفق باشید ... فقط کاش میشددر طراحی صفحه جایی برای عکس نوشته ها نیز در نظر گرفته میشد ..متنی که نوشتید قابل توجه و مطابق با داستان عکس بود ولی به زحمت قابل خواندن است . ... پایدار باشید .
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
سپاس فراوان :-)
متنِ همراهِ تصویر:
^34^ از دست می رویم؛ از همه چیز و از هیچ چیز؛ از خودمان، از نقشِ نامتعادلِ روی دیوار؛ از دست می رویم نه چونانکه به دست آمدیم؛ شبیه از دست رفتن، از دست می رویم؛ و از دست رفتن از خودمان چه شکلیست!؟ همین شکلی که یک روز؛ شاید یک لحظـه، معصومیتمـــــان را می گذاریم گوشه دیواری ؛ چیزی... حتی مهم نیست کجا اصلن... بعد آنقدر دیگر کاری به کار اَش نداریم که یک روز می بینیم... هیچ نمانده... هیچ ... حتی ذره ای... تنها و تنها نقشی ناهمگون و نامانوس و نامتعادل بر دیوار... نقشی بی رمق... همه ی از دست رفتن ها همین شکلیست... معصومیتی از دست می رود آنچه برجای می ماند نقشی ست بی رمق از چنین از دست رفتنی .^34^
Masoud Mohammadi
Masoud Mohammadi
بسیار زیبا و مفهومی
saeed mansouri
saeed mansouri
و من خواهم رفت
و پرندگان ترانه خوان باقی خواهند ماند
و باغچه من
با درختان سبزش
با شکوفه‌های سپیدش
باقی خواهد ماند
...
کسانی که مرا دوست می‌داشتند
خواهند مرد
و دهکده هر سال تازه خواهدشد
و کنج باغچه پر شکوفه و درخشانم
روحم دلتنگ
پرسه خواهد زد
و من خواهم رفت
و تنها خواهم ماند
بی خانه
...
(خوان رامون خیمنس)

زندگی نبرد بی پایان میان من و من است.
زمان به خوانش و خواهش ما ( انسان ) نمی چرخد. شاید زمان می چرخد ؛ چون باید بچرخد . و ما ( انسان ) تنها اتفاقی هستیم که در این چرخه گاهی برای خود و نه برای جهان خودنمایی می کنیم و چرخه خارج می شویم و دیوار می ماند با نقش و یا زخم هایش.
درود خانم آفرین آرش
میثم علیزاده
میثم علیزاده
اینکه همه ی اتفاق ها در میانه ی قاب می افتد بهمراه متن پیوست عکس کار تفسیر آن را برای بیننده آسان نموده است. به نظر بنده همراهی متن اتفاق خوبی ست برای این اثر به این دلیل که هدف عکاس پیش از هر چیز به اشتراک گذاردن احساسش با مخاطب است نه رمزگذاری و نهفتن معنایی ضمنی در عناصر عکس. احساسی که عکاس آن را تجربه کرده، به اشتراکش گذاشته و عام بودن تجربه اش موجب همذات پنداری بیننده با وی گردیده است.
مجموعه عکس فوق روایتگر است: روایتگر از دست رفتن معصومیتی که عروسک نماد آن است. کارکرد بخشی از متن نیز به منزله تاکیدی ست بر این نقش نمادین: ^34^و از دست رفتن از خودمان چه شکلیست!؟ همین شکلی که یک روز؛ شاید یک لحظـه، معصومیتمـــــان را می گذاریم گوشه دیواری...^34^ یا ^34^بعد آنقدر دیگر کاری به کار اَش نداریم که یک روز می بینیم... هیچ نمانده... هیچ ... حتی ذره ای...^34^
با آنکه عناصر بصری ثبت محدود بوده و معنای نمادین آنها بواسطه متن بر بیننده روشن گردیده اما این المان ها لایه های پیچیده تری هم دارند. بعنوان نمونه نقش روی دیوار (بخصوص در تقابل با انسانی که فقط در فریم های بالایی مجموعه حضور دارد) از یک سو نمادی ست از بقا و زندگی ای که پس از انسان فانی همواره جریان خواهد داشت و از سوی دیگر بواسطه جای گیری اش در مقابل دیگر عناصر ثبت تداعی کننده ی خنجری ست فرود آمده بر فرد و معصومیتش.
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
درود بر شما و سپاس از خوانش شما، همراهی ی متن با تصویر(مجموعه عکس)، نقشِ بیانیه ی مجموعه را ایفا می کند( نه خیلی رسمی، به صورتِ ادبی)، که برای یک مجموعه عکس الزامیست.
سینا شکاری
سینا شکاری
سلام
بسیار زیبا و تاثیرگذار