بدون عنوان
71% امتیاز

۱۳۹۳/۰۹/۲۴

بازدید : 3 نظرات : 7

https://1pix.ir/i/aeal
دسته بندی : سیاه و سفید مفهومی

بدون عنوان

کاربر مهمان
کوروش بختیار
کوروش بختیار
mibarad mozhdeyh azadi zendani ra zibassssss
شهرام نجفی
شهرام نجفی
بهره گیری از پارادوکس زمانی و سوق ذهنیت مخاطب به سمت نوستالوژی ! لذت وافر بردم
امیر غفارزاده
امیر غفارزاده
درود. شهرام عزیز متین و زیبا نوشتن. پارادوکس تاثیرگذاری در ثبت هست. نوع میمیک پیرزن که گویی بین لبخند و تلخند هست،بسیار کمک زیادی کرده به تاثیرگذاری اثر.ممنون. زنده باشین
ایمان دیناروند
ایمان دیناروند
درود. جناب نجفی به اجمال شرحی گویا و کلی بر اثر ارایه فرمودن . با اجازه شما من اندکی جزییات رو مرور میکنم. یک: معمولا عکاسها (حرفه ای و غ..) به دلایل مختلفی از مد سیاه و سفید استفاده میکنن. بعضی هیچ هدفی -حتا تلاش برای کسب تجربه- از اینکار ندارن و صرفا برای اینکه ^34^یه کاری کرده باشن^34^ ... دسته ای هم -خاصه دوستان مسلط بر ویرایشگرها- عکسهایی رو که کیفیت ظاهری مناسبی ندارن رو به مد سیاه و .. میبرن و با کمی بازی با نورها و سایه ها کارشون رو به سطحی میرسونن که حداقل قابل عرضه باشه. (مد اجباری!). اما در این بین کسانی هم هستن که با شناخت ویژگیهای مد سیا..و س.. با تسلط و آگاهانه رنگ ها رو از قاب بیرون میکنن تا با به خدمت گرفتن نور و سایه ها ذهن بیننده شون رو به همون جایی ببرن که باید بره. (ناگفته نماند دسته ای هم در این بین هست که شناختی ناقص از این مد دارن . مثلا گمان میکنن هر عکس مفهوم محور درونگرایی الزاما باید: بیرنگ باشد، دختر گلفروشی .. پیرمردی چروکیده ای.. زن کولی یی و .. هم در قاب باشد!!). خانم شاکری به تناسب از این مد بهره گرفته اند. دو: به سختی میتوان کسی رو یافت که لباس عروسی اش را حدود40 سال به دیوار بیاویزد و البته کفشها رو هم.. با دقت به میمیک و خصوصا حالت چشمها بنظر میرسه پیرزن نابینا ست و همین میتونه دستمایه ای باشه تا ما احساس کنیم آنچه رو که به نظاره نشسته ایم نه اتاقی واقعی همین حوالی که خیالیست و خاطره ای شیرین در ذهن پیرزن. (یکی از تناسب های استفاده نکردن از رنگ در قاب). سه: پیشزمینه و پسزمینه ای پر از بوی کهنگی و کهولت به خوبی در خدمت مفهوم بکار گرفته شده تا ما رو در میانه ی این پیش و پس به دنیای خیال پیرزن ببره. چهار: پیرزن کوتاه قامت امروز که بسختی پاهاش به زمین میرسه به روزگار طراوت چه قد رعنا و تناسب اندامی داشته. قیاس لباس دیروز و تن امروز زن و رسیدن به موضوع همیشگی گذار عمر. پنج: فضای کلی اتاق و هر چه که در عکس دیده میشه آنقدر صمیمی و ملموسن که جایی برای غریبانه گی در بیننده باقی نمیذاره و چقدر دلنشینه این حس . حس اینکه پیرزن مادرم است. شش: اونچه که برای من خیلی جالب بود حضور دو شیء ناقص در پایین قاب (طرفین) بود. که نمیشه دقیقا حدس زد چی هستن و شاید کمتر کسی زمان گرفتن این عکس اجازه ی ورود به این اشیاء گنگ و ناقص به قاب رو بده. اما عکاس با هنرمندی هر دو رو به قاب دعوت کرده تا مقوله ی کارگردانی و چینش عناصر عکسش به حاشیه رانده بشه . { موضوعی هم که خارج از بحث عکاسی ذهنم رو به خودش مشغول کرد اینه که لباسهای عروس چند ده سال قبل چقدر زیبا بودن و لباسهای امروزی نه تنها نازیبا که اصلا روح و حس هم درشون نیست. زیباترین لباس عروسی که در تمام عمرم دیدم لباس عروسی همشیره ی عزیزم در حدود چهل سال قبله). دوست عکاسم برایتان شادی آرزو دارم
شادی آفرین آرش
شادی آفرین آرش
دو مورد ممکن ست در مورد این عکس صدق کند.
1- فضای عکاسی همین ست که در دیدٍ مخاطب قرار گرفته ست .
2- این فضا کارگردانی شده باشد.(این مورد خصوصا در حال کفشها به چشم می خورد)
در هر دو صورت، عکس در انتقال پیام، موفق و گویا عمل کرده ست.
عکس علیرغم حس غم درون، فضایی صمیمی و ملموس را به تصویر می کشد. زمان پررنگترین نقش معنایی را در ارائه مفهوم ایفا می کند . هرچند تاکید بیشتری را می شد در خصوص همنشینی پاها و کفش ها در نظر گرفت. کمی بازی با کنتراست و تمرکز بر لایه های سیاه و سفید و حتی روشن کردن های موضعی می تواند تاثیر بیشتری را در راستای القا مفهوم داشته باشد.
ع.مهاجر
ع.مهاجر
عکس دوست دارم!
سمیه رضی
سمیه رضی
عکسی بسیار زیبا که در نگاه اول همه حرفش رو به مخاطب منتقل می کنه.....منم مثل خانم آرش حدس میزنم عکس کارگردانی شده باشه...به همین دلیل حس سوژه رو نمی پسندم و ترجیحم این بود که غمی عمیق بر صورت سوژه می دیدم......اما با این وجود ایده خیلی عالیه و افرین