رنگ زرد اگرچه رنگ گرمی است و به فراخور اینکه برای ما یادآور روز و تابش خورشید و آغاز فعالیت و جنب و جوش است اما عکاس (ادیتور) به خوبی به این نکته واقف بوده است که زرد در همنشینی با خاکستری تمام خواص خود را از دست میدهد. کارگر خسته و درمانده است و بدون حضور خاکستری عکس بسیار بد رنگی میشد. ویرایشگر تلاش کرده تا رنگ زرد انسان با زرد میله ها یکی باشد تا به مفهوم مورد نظرش ما را رهنمون شود که الزامی نداشت. رنگ زرد انسان گرچه جلوه ی دیداری خوبی دارد اما پذیرفتنی نیست.// اما در نگاهی به عمق، عکس حاضر در ارسال پارامترهای حامل مفهوم موفق است. خستگی کارگر از رنگ آمیزی میله ها که تا حد درماندگی پیش رفته است بخوبی قابل احساس است. رنگ تمام نشده است. میله ها هم . روز باقیست و کار باید پی گرفته شود... اما با کدام رمق؟ انسانی که برای رسیدن به سیری شکم تا حد درماندگی پیش رفته است و سرانجام مسخ شده و هویت انسانی اش به هویت بیجان فلز پیوند خورده است آیا ادامه خواهد داد؟ آیا دوباره بین این تن خسته و تن سرد فلزها فاصله خواهد افتاد؟ و دست ها باز هم خواهد جنبید؟
ویرایش چندان مطلوب سلیقه ی من واقع نشد. پیروز باشید
ممنونم از توجهتون و نقدتون
این نکته رو باید عرض کنم که تلاشی برای هم رنگ کردن کارگر با نرده ها انجام نشده. چون ایشان با همان رنگی که به نرده ها میزند رنگی شده. استفاده از پیستوله و وزش باد باعث این اتفاق شده. اثرات رنگ روی زمین نیز گواه این مدعاست. محیط هم به همین اندازه بی رنگ و روح است و اندک رنگ سبزی در پس زمینه قابل رویت است
رنگ زرد اگرچه رنگ گرمی است و به فراخور اینکه برای ما یادآور روز و تابش خورشید و آغاز فعالیت و جنب و جوش است اما عکاس (ادیتور) به خوبی به این نکته واقف بوده است که زرد در همنشینی با خاکستری تمام خواص خود را از دست میدهد. کارگر خسته و درمانده است و بدون حضور خاکستری عکس بسیار بد رنگی میشد. ویرایشگر تلاش کرده تا رنگ زرد انسان با زرد میله ها یکی باشد تا به مفهوم مورد نظرش ما را رهنمون شود که الزامی نداشت. رنگ زرد انسان گرچه جلوه ی دیداری خوبی دارد اما پذیرفتنی نیست.// اما در نگاهی به عمق، عکس حاضر در ارسال پارامترهای حامل مفهوم موفق است. خستگی کارگر از رنگ آمیزی میله ها که تا حد درماندگی پیش رفته است بخوبی قابل احساس است. رنگ تمام نشده است. میله ها هم . روز باقیست و کار باید پی گرفته شود... اما با کدام رمق؟ انسانی که برای رسیدن به سیری شکم تا حد درماندگی پیش رفته است و سرانجام مسخ شده و هویت انسانی اش به هویت بیجان فلز پیوند خورده است آیا ادامه خواهد داد؟ آیا دوباره بین این تن خسته و تن سرد فلزها فاصله خواهد افتاد؟ و دست ها باز هم خواهد جنبید؟
ویرایش چندان مطلوب سلیقه ی من واقع نشد. پیروز باشید
فوق العاده شده...خیلی عالیه...گاهی برخی عکسها ناخوداگاه ادم رو میخکوب می کنه و انسان رو مجبور می کنه که بارها و بارها عکس رو ببینه...این عکس هم از همین دسته عکسها بود برای من.....چندین بار نگاهش کردم و هربار بیشتر لذت بردم و به شما افرین گفتم برای ثبت تاثیرگذار این لحظه...یکی از بهترین عکسهایی که با موضوع زرد دیدم...واقعا افرین و خسته نباشید
ویرایش چندان مطلوب سلیقه ی من واقع نشد. پیروز باشید
این نکته رو باید عرض کنم که تلاشی برای هم رنگ کردن کارگر با نرده ها انجام نشده. چون ایشان با همان رنگی که به نرده ها میزند رنگی شده. استفاده از پیستوله و وزش باد باعث این اتفاق شده. اثرات رنگ روی زمین نیز گواه این مدعاست. محیط هم به همین اندازه بی رنگ و روح است و اندک رنگ سبزی در پس زمینه قابل رویت است
ویرایش چندان مطلوب سلیقه ی من واقع نشد. پیروز باشید
کسی که دیگران نادیده گرفتنش و دیگه خودش هم دیگه حال نداره پاشه!