68%
امتیاز
۱۳۹۳/۰۹/۲۹
بازدید : 25 نظرات : 13
https://1pix.ir/i/aedx
۱۳۹۳/۰۹/۲۹
بازدید : 25 نظرات : 13
پرده یی قهوه ای که با حضور حجمی انبوه از نور به سمت زرد حرکت کرده است. نوری که چنان انبوه است که دچار ازدحام شده و در هجوم این ازدحام ماهیت طبیعیش را گم میکند. بدانسان که هم روی زمین میریزد و هم سقف را روشن میکند. پرده به گیره ای بسته نشده چون در سمت دیگر اثری از گیره ی مقابل نیست. پس ناچاریم دستی را تصورکنیم که پرده را کنار کشیده تا نور اذن دخول یابد. دستی که به هیچ تنی متصل نیست- که اگر بود نور از آن عبور نمیکرد. سمت راست چهار نیمکت با سه نشستنجای داریم که شاید با انتخاب زاویه یی متفاوت قابل اصلاح بود. قرار گرفتن یک عکس در حوزه ی مفهومی باعث نمیشود از ظاهر عناصر چشم بپوشیم و تنها برای یافتن بعد درونی عکس تلاش کنیم. ویرایشگر ملزم است بموازات تلاش برای ساخت پل مفهوم بین عکس و مخاطب به باورپذیری عناصر نیز بیندیشد. نبودن سایه ی پنکه را میشود به زوایای بازتابش نور در اتاق نسبت داد اما همه چیز را به همین سادگی نمیشود لاپوشاند. البته من یکی ویرایش این عکس رو در مقام قیاس از بسیاری از کارهای دیگر گالری بهتر دیدم . //// در نگاهی به عمق: عکاس بخوبی توانسته است حس نوستالژی مورد نظرش را با استفاده از المانهایی آشنا عرضه کند. کلاسی که با وجود اینکه به تازگی رنگ آمیزی پرعجله ای را از سر گذرانده اما همچنان در خلوتی اش، کهنگی پرده و شوفاژش و آجرهای دیوارش حسی دلتنگ کننده از گذشته ی نچندان دور همه ی ما را به نمایش گزارده است. /// ضمنا با نگاهی به روانشناسی رنگها بهره ی مناسبی از رنگها برده شده است.
نیمکت متلاشی شده و رنگ سمت راست خوب است.