در این عکس بنیاد و تلاش برای پرواز در تخیل غریب و وهم بر انگیز ^60^تلاش به سوی عروجی نامعلوم و نا متعارف از یک حمام به سوی نا کجا آباد^62^
فضایی بینظیر و بی همتا...عالیست..ممنون دوست عزیز
خسته نباشید جناب نظری
یک ثبت بسیار بسیار دیدنی . چندینبار این عکس را دیدم و هر بار بیشتر لذت میبرم. تعجب من از کسب حداقل امتیاز لازم این عکس برای ورود به گالریست... این ثبت میتوانست جزو بالاترین امتیازها در گالری نیز باشد . تبریک ...............
عجبا خانم مریم پژمان من می خواستم به این مورد اشاره کنم که کامنت شمارو دیدم! البته با اون فضا کمی فاصله است یا نمی دونم شاید آقای نظری با ذهنیت خودشون از اون موضوع به این شکل کار کردند یا ... نمی دانم آقای نظری لطفا در صورت امکان در این مورد توضیح بدید آیا اصلا این کتاب رو خوندید و از اون اقتباس گرفتید یا نه؟! جواب شما برای من مهمه چرا که اجرای این داستان چند وقت پیش به ذهن من اومده و یک شات هم گرفتم از این کار.
درود جناب روحی بزرگوار ...
باید خدمتتان عرض کنم متاسفانه این کتاب رو نخوندم ولی مشتاق شدم تا پیگیر بشم . شخصا خیلی درگیر فیلم های این چنینی یا فضاهای سوررئال هستم مثل آثار بونوئل و دالی و یا دیوید لینچ ...ولی این شات رو با خیال پردازی ذهنی خودم به تصویر کشیدم و همچنین خوشحال میشم اثر شما رو هم در رابطه با اون داستان ببینم. ممنون از اشتراک ...
متن مورد اشاره اینه:
یک روز وقتی تازه شروع به استحمام کرده بود، مرد غریبه ای یکی از سفال های سقف را برداشت و از دیدن منظره پیش روی نفسش بند آمد. رمدیوس زیبا چشمان اندوهگین و پریشان او را از میان سفال های شکسته سقف دید ولی هیچ واکنشی از شرم از خود بروز نداد. تنها به او هشدار داد:^34^مراقب باش از آن بالا خواهی افتاد^34^... وقتی کارش تمام شد و خودش را خشک می کرد، غریبه با چشمانی اشکبار به او التماس کرد تا با او ازدواج کند. رمدیوس زیبا صمیمانه به او پاسخ داد که هرگز با مردی که آن قدر ساده لوح است که تقریبا یک ساعت از وقت خود را تلف می کند و حتی از ناهار خود می گذرد تا تنها زنی را که دارد حمام می کند تماشا کند ازدواج نخواهد کرد.
ناگهان سفال های پوسیده در زیر بدن مرد با صدایی مهیب خرد شدند و او که به سختی فرصت فریاد کشیدن یافته بود، با سر روی زمین خورد و جمجمه اش با صدای وحشتناکی شکاف برداشت و بر روی کف سیمانی حمام در دم جان سپرد.
عکس هم اگه دوست دارید ببینید ایمیلتون را بزارید تا بفرستم، البته عکس خام و اولیه هست و بعدا مونتاژ خواهد شد.
ممنون جناب روحی بزرگوار ...
واقعا متن داستان نزدیک به فضای شات من بود :) . و جالبتر اینکه نزدیک به تخیلاتم نسبت به این عکس ...
خوشحال میشم باعث افتخاره www.hosseain.nazari@gmail.com
ممنون از توجهتون به این موضوع !
فضایی بینظیر و بی همتا...عالیست..ممنون دوست عزیز
یک ثبت بسیار بسیار دیدنی . چندینبار این عکس را دیدم و هر بار بیشتر لذت میبرم. تعجب من از کسب حداقل امتیاز لازم این عکس برای ورود به گالریست... این ثبت میتوانست جزو بالاترین امتیازها در گالری نیز باشد . تبریک ...............
ثبت بسیار خوبی شده و دوستان توضیحات خوبی بیان کردند
موفق باشید در پناه حق
باید خدمتتان عرض کنم متاسفانه این کتاب رو نخوندم ولی مشتاق شدم تا پیگیر بشم . شخصا خیلی درگیر فیلم های این چنینی یا فضاهای سوررئال هستم مثل آثار بونوئل و دالی و یا دیوید لینچ ...ولی این شات رو با خیال پردازی ذهنی خودم به تصویر کشیدم و همچنین خوشحال میشم اثر شما رو هم در رابطه با اون داستان ببینم. ممنون از اشتراک ...
یک روز وقتی تازه شروع به استحمام کرده بود، مرد غریبه ای یکی از سفال های سقف را برداشت و از دیدن منظره پیش روی نفسش بند آمد. رمدیوس زیبا چشمان اندوهگین و پریشان او را از میان سفال های شکسته سقف دید ولی هیچ واکنشی از شرم از خود بروز نداد. تنها به او هشدار داد:^34^مراقب باش از آن بالا خواهی افتاد^34^... وقتی کارش تمام شد و خودش را خشک می کرد، غریبه با چشمانی اشکبار به او التماس کرد تا با او ازدواج کند. رمدیوس زیبا صمیمانه به او پاسخ داد که هرگز با مردی که آن قدر ساده لوح است که تقریبا یک ساعت از وقت خود را تلف می کند و حتی از ناهار خود می گذرد تا تنها زنی را که دارد حمام می کند تماشا کند ازدواج نخواهد کرد.
ناگهان سفال های پوسیده در زیر بدن مرد با صدایی مهیب خرد شدند و او که به سختی فرصت فریاد کشیدن یافته بود، با سر روی زمین خورد و جمجمه اش با صدای وحشتناکی شکاف برداشت و بر روی کف سیمانی حمام در دم جان سپرد.
عکس هم اگه دوست دارید ببینید ایمیلتون را بزارید تا بفرستم، البته عکس خام و اولیه هست و بعدا مونتاژ خواهد شد.
واقعا متن داستان نزدیک به فضای شات من بود :) . و جالبتر اینکه نزدیک به تخیلاتم نسبت به این عکس ...
خوشحال میشم باعث افتخاره www.hosseain.nazari@gmail.com
ممنون از توجهتون به این موضوع !