کنتراست مفهومی بین ابر و درخت بسیار زیبا است درختی که هیچ ندارد و ریشه اش محصور و محیطش محصور ، در برابر ابر پویا و برخوردار از همه چیز ، شاید باران در راه است !! خوشبختانه به نظر می رسه همه ی المان ها طبیعی است و فوتو گرافیکی افزوده نشده و بنابراین یک کار عکاسی کامل است.
کار قشنگیه.
به نظرم با این گل خشکیده و ساختمون خراب شده یه آسمون ابری فضای بهتری رو به عکس میداد با این حال خیلی خوبه از عکس هایی بود که موقع رای گیری به گالری رفتنش اطمینان داشتم
هیچ در جایگاه موضوعی این دوره یک عمق وسیع از تعریف نابودی ، بی بازگشت ، درمانده ، از هم گسیخته و معانی در این راستا دارد. در واقع هیچ یک پاسخ منفی است. در تب و تاب این عکس و در فرایند نگرش به دنیای امروز با این واژه بسیار بر می خوریم. جامعه امروز دنیا کلمات تکراری زیادی دارد و^34^ هیچ^34^ از آن دست کلمات است. عکس شما واقعه ای از این جهان است. از زلزله ی بی تدبیری از سونامی افکار پوچ ، از بی رحمی مردمان ترحم شده . از نور های شدید سوزان ، از آسمانی که چشم آبی می بیند و شش ها خاک، از همه که بگذریم داستان این گلدان و آن خشکیده گل یک درد بزرگ است. در چهاردیواری جهان.
هیچ برای من واژه ای منفی نیست. نقطه آغاز است. تهی از هر قضاوت و نیک و بدی.
و در این تصویر من المان های مثبت و منفی را با هم می بینم و در نهایت برایم حس مثبت غالب است. نور زیاد روی دیوار روبرو، آسمان، وجودیک تکه ابر و حتی خود گلدان و گیاه درونش، علیرغم همه ویرانی ها و آوار، امید را برایم تداعی می کند.
ثبت زیبا...عمیق و تاثیرگذاری شده...نقدهای دوستان گواه این مطلبه...همه المانها در راستای مفهوم قرار گرفتن و مخصوصا حضور گلدا ن با اون گل خشکیده که نقطه قوت اثره........اما برای من حضور نوری که به گلدن تابیده و اون ابر مثل خانم شریفی امید دهنده یه اتفاق خوبه....لذت بردم و ممنون
در این میان چیزی هست که دیگر نیست...
بهترین کاری که از شما دیده ام. این میزانسن با این که کمی چیدمان شده به نظر می سد، اما از لحاظ بصری و هم از لحاظ محتوایی، تمام و کمال است. تبریک
به نظر من عکاس، این عکس رو ممکنه قبلا دیده باشه گرچه موقع کار کردن این عکس احتمالا هیچ نمی خواسته کاری مشابه ایجاد کنه ولی عکس آقای کیارنگ علایی در ناخودآگاه ذهن عکاس نفوذ کرده و عکس حاضر به وجود اومده. همه ما به نظرم از این نکته رنج می بریم که تحت تصرف تصورات و ذهنیات بصری گذشتموت قرار می گیریم و با این روش حتی داوری می کنیم و خوب و بد را جدا می کنیم که به نظرم اصلا خوب نیست ولی کاریش هم نمی شود کرد.
ممنون جناب شافعی از توجهتون ...
برای اولین بار کار آقای علایی را در لینک ارسال شده دیدم و متهیر شدم. بله شباهت زیادی این دو عکس باهم دارند و این شباهت تصادفیست ... از لحاظی قدری اندوهگین شدم و از لحاظ دیگر خرسند ...
درود جناب روحی عزیز ...
بله فرمایشتان درسته من هم ممکنه قبلا بطور گذری اون کار رو دیده باشم و به قول شما در نا خودآگاه ذهنم نفوذ کرده باشه و وقتی این فضارو دیدم منو جذب کرده باشه و کار حاصله بوجود اومده باشه...
مجموعه ای کوچک از این کار را دارم که در صورت ضرورت تقدیم خواهم نمود ...
مانا بمانید .
آقای شافعی عکس آقای کیارنگ علایی کاملن یک فضای ساختگی و دست کاری شده با نرم افزاره ولی عکس آقای نظری یجور فضای زندست که نظر من اینه خونه ی قدیمی خراب شده ای که وجود داره طاقچه ای که پر از خالی و هیچه سایه ای که روی بخشی از دیوار افتاده و نوری که بر روی دیوار روبرویی وجود داره کار رو خیلی متفاوت کرده اگه شما هم با همچین فضایی روبرو می شدید فضایی شبیه به این عکس و ثبت میکردید .
بنظر من که این عکس آقای نظری کاملا در راستای عکسای دیگه شون تووی گالریه و با سبکشون همخوانی داره و کاری نیست که متفاوت باشه از آثار دیگشون .برای مثال کار عروجشون خیلی به این کارشون نزدیکه از نظر ترکیب بندی خاص و مفهوم
عکس؛ از ساختاری مناسب در جهت معناگرایی بر خوردارست؛ بی مکانی که به واسطه ی گزینش این ترکیب و عدم محیطی معرف بر فضا غلبه دارد در همجواری با عناصری تک که در نهایت از حیث معنا به هم مرتبط می شوند؛ دلالت مناسب را بر موضوع دارد...
نیازی واقعن به مقایسه های اینچنینی نمی بینم؛ عکس جناب علایی ویژگیهای منحصر به فرد و اندیشه ی خودش را دارد و عکس تامل برانگیز و هنرمندانه و با ظرافتیست؛
عکس شما نیز ویژگیهای خود اش را داراست و در این موضوع؛ قابل تامل.
عکسی بسیار خوب،با عمق، ترکیب بندی خوب،هر جند نرکیب بندی این عکس خیلی شبیه یکی از عکس های آقای کیارنگ علایی در مجموعه ^34^ابر های ولگرد^34^ هست اما باز لذت برم
گیاهی خشکیده در برهوتی که بیشتر از اینکه خانه و سرپناهی باشه،
زندانی شده تا زنجیری باشه بر پاهایش که حتی
از آسمان بالای سرش هم نصیبی نبرد.
مرسی
دستمریزاد
به نظرم با این گل خشکیده و ساختمون خراب شده یه آسمون ابری فضای بهتری رو به عکس میداد با این حال خیلی خوبه از عکس هایی بود که موقع رای گیری به گالری رفتنش اطمینان داشتم
لذت بردم ... سپاسگزار بودنتان .
دستمریزاد
و در این تصویر من المان های مثبت و منفی را با هم می بینم و در نهایت برایم حس مثبت غالب است. نور زیاد روی دیوار روبرو، آسمان، وجودیک تکه ابر و حتی خود گلدان و گیاه درونش، علیرغم همه ویرانی ها و آوار، امید را برایم تداعی می کند.
بهترین کاری که از شما دیده ام. این میزانسن با این که کمی چیدمان شده به نظر می سد، اما از لحاظ بصری و هم از لحاظ محتوایی، تمام و کمال است. تبریک
در نگاه اول واقعا فکر کردم این اثر متعلق است به اقای کیارنگ علایی خیلی مشابه است.
امیدوارم عمدا نباشد.
http://kiarangalaei.com/works/2010-2/
برای اولین بار کار آقای علایی را در لینک ارسال شده دیدم و متهیر شدم. بله شباهت زیادی این دو عکس باهم دارند و این شباهت تصادفیست ... از لحاظی قدری اندوهگین شدم و از لحاظ دیگر خرسند ...
بله فرمایشتان درسته من هم ممکنه قبلا بطور گذری اون کار رو دیده باشم و به قول شما در نا خودآگاه ذهنم نفوذ کرده باشه و وقتی این فضارو دیدم منو جذب کرده باشه و کار حاصله بوجود اومده باشه...
مجموعه ای کوچک از این کار را دارم که در صورت ضرورت تقدیم خواهم نمود ...
مانا بمانید .
بنظر من که این عکس آقای نظری کاملا در راستای عکسای دیگه شون تووی گالریه و با سبکشون همخوانی داره و کاری نیست که متفاوت باشه از آثار دیگشون .برای مثال کار عروجشون خیلی به این کارشون نزدیکه از نظر ترکیب بندی خاص و مفهوم
نیازی واقعن به مقایسه های اینچنینی نمی بینم؛ عکس جناب علایی ویژگیهای منحصر به فرد و اندیشه ی خودش را دارد و عکس تامل برانگیز و هنرمندانه و با ظرافتیست؛
عکس شما نیز ویژگیهای خود اش را داراست و در این موضوع؛ قابل تامل.
وقتی با چشمان خودم نگاه میکنم ویرانی میبینم
اما وقتی با چشم نهال درون ثبتتان نگاه میکنم امید دوباره یک نهال برای تماشای آسمان میبینم(شاید هم اندک بارانی...)
موفق باشید