زمستان ، سنگ های آویخته از زمان بالای قبر ، یک انسان تنها و یک عکس سیاه و سفید. کمی بیشتر فکر کنیم درونمان منجمد می شویم و این از تاثیر عکسی است که ثبت شده .
درود. با صرفنظر از آدمک دلتنگ و یخزده ی میانه ی عکس، سرتاسر قاب از یک المان بصری تکرار شونده آکنده شده است. (سایه روشنهای عکس به گونه ای روی عکس استوار شده که خانه های انتهای فضا دنباله ی همین سنگها باشند). المان تکرار شده اشکال هندسی بسیار ساده و نچندان خوش تراشی هستند که اگر چه نه هم اندازه هم اند و نه دارای ابعادی منظبق اما همگی از یک جنس هستند و آدمک را تنگ در خود فشرده اند. عکس نه رنگی و نه سیاه و سفید است. در واقع خاکستریست که انتخابی بسیار مناسب و متناسب با فضا ست. حجم تیره روشنها بسیار دقیق و البته خلاقانه است. تفاوت روشنایی سنگ بزرگ - برای نمایش تعلق آن به آدمک عکس - کاملا متناسب است. تنها یک دست پر تبحر میتواند حجم تیره روشن ها ی قابی از این دست را آنگونه ترازو کند که خطوط و اشکال گم نشوند، حس نهفته در صورت عناصر کمرنگ نشود و ... نهایتا از میمیک صورت و حالت بدن آدمک عکس هم که به القای حس و برقراری پل عاطفی اثر با مخاطب کمک شایانی کرده است نمیتوان بسادگی عبور کرد. پایدار باشید
ثبت تاثیر گذاریست...تکنیکال و پر از حس
سپاس
شاید اگر سوژه کمی بیشتر در سمت راست کادر قرار میگرفت بهتر میشد، اما به نظرم جهت نگاه سوژه به کادر فعلی کمک کرده.
انگار پیشم بودی موقع ثبت این عکس. بینهایت ممنونم از همراهیت
mohsen.niroumand@gmail.com لطفا شماره تماست برام بفرست
تو عکاسی هم مثل کار بی نظیری شما