اتفاق شایان ذکری که در پشت پرده میفتد(!) معمولا ذهن ما را ارجاع میدهد به یک نوع دورنگی و دو رو بودن و الفاظی از این دست که در جامعه کنونی ما(که البته از گدشته هم همینطور بوده) پیدا نشدنش به ندرت اتفاق میفتد که این الفاظ فقط در رابطه افراد با یکدیگر وجود ندار و در آنجا نیز ختم نمیشود بلکه به رابطه افراد با خود هم تاثیر گذار بوده و میشود گفت دیگر همه گیر شده و حتا به بی آلایش ترین خانه های حاشیه شهر ها و روستا ها که در هاشان به جز پرده های گل آذین بر خود ندارند رسوخ کرده !
کادر و ترکیب بندی هر دو به شکلی قدرتمند المان ها و پرسوناژ قاب را در بطن خود جای داده اند و کنتراست ملایم عکس سهولت کافی برای جابجایی چشم بین اجزا قاب را فراهم میکند و پرده از ارتباط بین اشیاء و انسان بر میدارد.
عکس در صدد بیان تضادی تقریبن محسوس در زندگی ما انسان ها است و البته کتمان یا نام دیگر آن که شاید از داخل عکس بشود درش آورد.
با تامل در المان ها ی درون کادر در ساختاری مستحکم و منسجم و همچنین عنوان ثبت به انضمام سایه ای مجهول از هویتی ناشناخته و گم در پس پرده. کنایه ای تلخ و هشداردهنده و البته آشکاردر معرض دیدگان مخاطب قرار می گیرد، تحلیل بازخورد و تبعات ناشی از گرایش به مواد مخدر در میان خانواده ها بویژه قشر زن، که در قالبی تازه و نو در شکلی رمزآلود و کنایی ارائه شده است، شکلی از ساختار شکنی هنری نوین در قالبی قابل اعتناء و جذاب، زن در اساطیر و مکاتب الهی جایگاهی مقدس و خداگونه دارد که علاوه بر جنبه زایش و تولد، مظهر سرزندگی و امید و نشاط محسوب می شود، لکن با اندک توجه به نوع چیدمان عناصر متضاد در کنار هم(قند و چای و سیگار و جعبه های احیانآ دارو) و آشتی ناپذیر بودن این فاکتورها با هم انعکاسی از تخریب و مرگ تدریجی در اتمسفر اثر را بخوبی شاهد هستیم، بگونه ای که اثرات این نابودی و یاس و انکسار در جای جای ثبت قابل درک و فهم است، و زن این عنصر ظریف و نازک در پرده ای از ابهام قرار می گیرد و بیننده در کنکاش و شناخت شخصیت کلیدی داستان بدنبال هویت گمشده پرسناژ داستان به واکاوی در زوایای پنهان قصه می پردازد، آیا پرسناژ داستان قربانی هواهای نفسانی شده یا مصائب زندگی عرصه را بر او تنگ کرده است و اما و اگر های فراوان و بی پاسخ که همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارند و به فراخور ادراک مخاطب برداشتی متفاوت و گاهآ متضاد را به دنبال دارد. به نظر می رسد این همان دغدغه عکاس می باشد که با انتخاب عنوان بر آن صحه گذاشته شده است. سپاس
درود و تبریک بابت پذیرفته شدن عکستان. عکس فضایی بسیار صمیمی دارد که حاصل عناصری ملموس است و کنتراست بسیار خوب موجود. نحوه چینش عناصر در فضای واقعی هم خوب و سنجیده بوده است اما در زمان ثبت باید بهتر عمل میشد. اگرچه عکس ویرایش سنگینی از سر نگذزانده اما همان اندک ویرایش خوب کار نشده است. سوآلی که ذهن من را مشغول میکند اینست که وقتی میشود از دامن واقعی استفاده کرد چه حاجت به نقاشی کردنش؟! پایین پرده و تفاوت عرض اندام زن با سایه اش مشخص میکند که بین او و پرده فاصله هست و در اینچنین حالتی جزییات صورت اینگونه دقیق روی پرده نمی افتد. سایه ی زن طبیعی به نظر نمیرسد و مثلثی که در بخش جلو سایه دیده میشود نا متناسب است و کل سایه را که نگاه کنیم بیشتر سایه ی مجسمه ایست تا انسانی واقعی. اگر قصد عکاس هم همین مجسمه دیده شدن بوده است بهتر بود پاهای زیر پرده اصلا در عکس نباشد. در مجموع اگر چه من هم در ارزیابی سبز و قرمز و هم در امتیاز دهی نمره پایینی به اثر ندادم اما وظیفه دیدم نظر مبسوطم رو هم ضمیمه کنم. برایتان شادی آرزو دارم.
دوستانی که در ارزیابی سبز-قرمز ^34^ارتباط با موضوع^34^ مسابقه رو مثبت و یا منفی دیدن ممکنه بفرمایید در مسابقه ای با موضوع آزاد چه چیز رو در هنگام سنجش این آیتم ملاک قرار میدن و امتیاز سبز یا قرمز میدن؟
انتخاب کادر افقی برای ثبت این تصویر عالیست.و نحوه ایستادن اندام وار این خانوم با کادر افقی یک حس پویایی به تصویر میبخشد.و تضلد رنگی موجود به زیبا سازی هرچه بیشتر اثر کمک میکند.و جایی گیری پاکت سیارو قندانو چای در قسمت پایینی این عکس قشار بصری زیادی را متحمل میشود که گوییی اتصال میان میان روح و روان زن در جهان معاصر امرزو است. و جایی گیری زنی در پشت پرده نادیده شدن اون زن را به نمایش میگذارد.و از یک زن فقط تصویری اندام وار او به نمایش گذاشته شده است که این توجه خوبی به جایگاه یا دید نسبت به زن در طول تاریخ کرده است..تصویری زیبا خلق کرده اید موفق و پیرو ز باشید
کادر و ترکیب بندی هر دو به شکلی قدرتمند المان ها و پرسوناژ قاب را در بطن خود جای داده اند و کنتراست ملایم عکس سهولت کافی برای جابجایی چشم بین اجزا قاب را فراهم میکند و پرده از ارتباط بین اشیاء و انسان بر میدارد.
عکس در صدد بیان تضادی تقریبن محسوس در زندگی ما انسان ها است و البته کتمان یا نام دیگر آن که شاید از داخل عکس بشود درش آورد.
با احترام
با تامل در المان ها ی درون کادر در ساختاری مستحکم و منسجم و همچنین عنوان ثبت به انضمام سایه ای مجهول از هویتی ناشناخته و گم در پس پرده. کنایه ای تلخ و هشداردهنده و البته آشکاردر معرض دیدگان مخاطب قرار می گیرد، تحلیل بازخورد و تبعات ناشی از گرایش به مواد مخدر در میان خانواده ها بویژه قشر زن، که در قالبی تازه و نو در شکلی رمزآلود و کنایی ارائه شده است، شکلی از ساختار شکنی هنری نوین در قالبی قابل اعتناء و جذاب، زن در اساطیر و مکاتب الهی جایگاهی مقدس و خداگونه دارد که علاوه بر جنبه زایش و تولد، مظهر سرزندگی و امید و نشاط محسوب می شود، لکن با اندک توجه به نوع چیدمان عناصر متضاد در کنار هم(قند و چای و سیگار و جعبه های احیانآ دارو) و آشتی ناپذیر بودن این فاکتورها با هم انعکاسی از تخریب و مرگ تدریجی در اتمسفر اثر را بخوبی شاهد هستیم، بگونه ای که اثرات این نابودی و یاس و انکسار در جای جای ثبت قابل درک و فهم است، و زن این عنصر ظریف و نازک در پرده ای از ابهام قرار می گیرد و بیننده در کنکاش و شناخت شخصیت کلیدی داستان بدنبال هویت گمشده پرسناژ داستان به واکاوی در زوایای پنهان قصه می پردازد، آیا پرسناژ داستان قربانی هواهای نفسانی شده یا مصائب زندگی عرصه را بر او تنگ کرده است و اما و اگر های فراوان و بی پاسخ که همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارند و به فراخور ادراک مخاطب برداشتی متفاوت و گاهآ متضاد را به دنبال دارد. به نظر می رسد این همان دغدغه عکاس می باشد که با انتخاب عنوان بر آن صحه گذاشته شده است. سپاس
ممنون از اشتراک این ثبت زیبا...
مرسی از عکاس