دورنمای طبیعتی شهری در یک فضای کمینه گرا، که یکه گی و بی همتایی تک عنصر شاخص و میانی عکس را در زمینه ای لطیف، آرام و نسبتا همرنگ جلوه گر می کند، در حقیقت، عکس کنجی خلوت و جایی برای زندکی و آرامش را از همهمه ی مدرنیته، سوا می کند و آن را با ساده ترین و صریح ترین عناصر به تصویر می کشد.
بگذارید این طور به این عکس بنگریم؛ نمایی بسیار ساده از منظر شهری. دیالوگ این عکس با ناظر زمانی برقرار می شود که با سادگی هرچه تمام تر در پی معرفی(شناساندن) خود است. اما بسیار آرام، واقع گرایانه، خالص و با صرف کمترین مصالح. در تشابه ادبیاتی، این تقلیل در انتخاب کلمات با تقلیل المنت ها در عکس همراه است. در این تیپ کارهای مینیمال گونه، انگار هرچه تلاش مضاعف در قالب آبژه ها کم تر باشد ادبیات مابین مخاطب و اثر تاثیر گذارتر و واقع گرایانه تر است.
به شخصه به نظرم در این کار با اقیانوس آرام و عمیقی از مفاهیم و صد البته زیبای شناسی بصری روبرو هستیم.
به شخصه به نظرم در این کار با اقیانوس آرام و عمیقی از مفاهیم و صد البته زیبای شناسی بصری روبرو هستیم.