سلام
مستندی قابل ستایش با شکاری به موقع و هوشمندانه که عکاس با زیرکی تمام در لحظه قطعی به تصویر کشیده است، تصویری از نیاز و تمنا در قابی
سرد و دلگیر، نگاهی هراسان و گرسنه در پی لقمه ای نان، منتظر سخاوت دستانی مهربان تا شرمسارخانواده نباشد در این وانفسای جانفرسا. سپاس
جناب شیدا
حسی هست که مخاطب را در گیر خود میکند ، نمی شود گفت که چه ع واملی این حس را ایجاد کرده ، نگاه مرد ، لنجی که گویا در حال دور شدن است ویا ... ؟ مجموع ترکیب بندی و سوژه تو را با خود درگیر کرده و عکس خوب همین درگیر کردن مخاطب است و بس ، ممنون از حض بصری که برایمان بوجود آوردی .
واقعا اثر عالی هست ممنون آقای شیدا. به من حس تنهایی و حسرت روزهای گذشته رو می ده اون قایق که با طناب به یک جای نامعلوم وصل شده و این عکاس تنها و عکس هایی که ثبت لحظه ای در گذشته هستند همه و همه حسی از تنهایی و غم غربت و لحظه های گذشته و در آخر مرگ رو در آدم زنده می کنند
مطمئن هستم اگر شما در آن صحنه بودید ثبت بهتری انجام می گرفت...
مطمئن هستم اگر شما در آن صحنه بودید ثبت بهتری انجام می گرفت...
مستندی قابل ستایش با شکاری به موقع و هوشمندانه که عکاس با زیرکی تمام در لحظه قطعی به تصویر کشیده است، تصویری از نیاز و تمنا در قابی
سرد و دلگیر، نگاهی هراسان و گرسنه در پی لقمه ای نان، منتظر سخاوت دستانی مهربان تا شرمسارخانواده نباشد در این وانفسای جانفرسا. سپاس
جناب شیدا
آری ، لحظه سردو دلگیری بود ....
باعث افتخار است ثبت بنده مخاطبی همچون شما دارد..
عکس های شما هم حس حال خاصی دارند
از نگاهتان می آموزم ...
که نبود خیلی چیزها واسش بی معنیه!!
حس کارتون فوق العاده بود جناب شیدا تبریک.
دوربینِ روی دست ،
به یاد مجموعهشعر «عکاس دورهگرد» نوشتهی حامد رحمتی افتادم.
موفق و پیروز باشید
شایسته انتخاب
وزن بصری عالی
تبریک