74%
امتیاز
۱۳۹۴/۰۶/۳۱
بازدید : 27 نظرات : 22
https://1pix.ir/i/aiil
۱۳۹۴/۰۶/۳۱
بازدید : 27 نظرات : 22
درس پس میدهیم .
ثبتی نمادین با حال و هوایی معنوی توام با سکوتی جانکاه.
المان های قابل تامل: 1- پرده نماد اسرار 2- قاب نماد چشم بیدار 3- دیوار نماد مانع 4- عنصر انسانی که تکمیل کننده و نقش تمام کننده را در ثبت داراست.
با در کنار هم قرار دادن عناصر درونی ثبت نتایج قابل توجهی بدست می آید. در فضای کلی و حیرت آور ثبت، دنیا به مثابه دیواری بلند به نمایش در آمده است که با ویرایش تیره بر آن تاکید شده است و در واقع بیان کننده تیرگی و گرفتاری های روح و روانی آدمی در این دنیای فریبنده است که به اشکال و انحاء گوناگون انسان را در تاریخ بشر همیشه گرفتار خویش ساخته است و به شایستگی بصورت نمادین به آن اشاره شده است، دنیای دو وجهی و دوچهره، یک چهره آن تاریک (زندان)که انسان هایی از جنس خودش در آن گرفتار می آیند و وجه دیگر آن روشن(رهایی) پلکانیست که اولیاء الهی برای ترقی روح خود از آن استفاده می نمایند. اما مساله مهمتر داستان، تمثال مبارک شهیدیست که در بطن اثر نقش بسته است، و نماد انسان های آزاده ایست که در طلب معشوق از همه تعلقات دنیوی گذشتند و با فراغ بال از همه هستی خود گذشتند و در طلب وصل یار چون شمع سوختند و به سرچشمه نور پیوستند، همان ها که چون پروانه سوختن آموختند و رسم شیدایی . و همیشه تاریخ شاهد و نظاره گر شیدایی دلدادگان، و این همان چشم بیداریست که تا انتهای تاریخ بر کردار آدمیان گواهند. و اما پرده باز در طرفین کنایه ای آشکار بر هویدا شدن اسرار است، و با پرسناژ اصلی داستان که در پشت قاب پنهان شده است به نمایش در آمده است، و سردرونی قصه همان نگاه همیشه بیدار شهید است که گواه روشنی بر مظلومیت و سند آشکاری از مظلومیت اوست که در مقابل دیدگان ما قرار گرفته اند و اوج این کشمکش زیبا شخص پشت قاب است که با در دست داشتن تمثال مبارک شهید تلنگری به مخاطب می زند و او را بیدار می سازد و به نوعی او را دعوت می کند به ضیافتی از جنس نور که در حقیقت مبین رابطه ای ناگسستنی و پیوندی عمیق و ریشه دار است با فرهنگ شهادت و دلباختگی و ایثار و.....درود و سپاس
دیدن کامنت شما در پای آثارم افتخاریست و خرسندم از اینکه نقدهای زیبای شما شامل حال آثار من هم شد . مثل همیشه لذت بردم از نوشته هایتان .
برقرار باشید .
تحلیل و نقد عکس پیوند میان اثر، هنرمند ومخاطب را ایجاد می کند که موجب بر خورداری بیشتر مخاطب از برخی اندیشه های ذهنی و پیچیدگی های مو ضوعی عکس ها می شود. لذا هر حرکتی در جهت درک، ارزشیابی و شناخت بیشتر مخاطب از یک اثر هنری مهم و دارای ارزش است. هر چند بهترین تفسیر و برداشت هارا خودتصویر می سازد و آنها بایستی خود سخن بگویند لیکن بررسی و تحلیل جامع در معنی و محتوای عکس ها و همچنین بررسی ساختار زیبایی شناسی آنها می تواند درک وشناخت مخاطب را بیشتر کند. پرداختن به فضای درون عکس هاکه ممکن است مضامینی واقعی, فرا واقعی, شاعرانه, رویاگونه و یا فلسفی داشته باشند از مواردی است که در تجزیه و تحلیل عکس ها مورد توجه وبررسی قرار می گیرد.
معمولا در تحلیل یک عکس علاوه بر پرداختن به محتوای هنری و جنبه های فنی و تکنیکی آن می توان جنبه های کاربردی، تاریخی، روانشناختی و اجتماعی آن را نیز مورد بر رسی قرار داد.
هرچند در نقد و تحلیل عکس ها هیچ فرمول و روش خاص و تعریف شده ای وجود ندارد و نویسنده هر بار با خلاقیت های نوشتاری سعی در بیان متفاوت تحلیل های خوددارد، لیکن نمی تواند یک سری قواعدمرسوم را نیز نا دیده بگیرد. از آنجا که درک ودریافت محتوای عکس ها تابع دیدن , مطالعه , مکاشفه و تجربه است، یک تحلیل گر خود بایستی به دانش آن مجهز باشد .
یک تحلیل گر هم در فرم وهم در معنای عکس کاوش می کندو جنبه های گوناگون ساختاری و محتوای اثر را مورد تحلیل قرار می دهد.
نویسندگانی که عالمانه و منصفانه به تحلیل, تفسیر و نقد عکس ها می پردازند، در حقیقت شکاف میان نظریات عکاس و مخاطب را پر می کنند. این نکته نیز دارای اهمیت است که هر مخاطبی با توجه به سواد بصری، دانش و باور شخصی اش از لحن بیان و ساختارفرمی و محتوایی عکس ها می تواند برداشت خاص خودش را داشته باشد و طبیعی است که هر چه مخاطب دارای تجربه،اطلاعات و همچنین رابطه نزدیکی با عکاسی داشته باشد راحت تر می تواندبا این عکس ها به عنوان یک شکل هنری ارتباط برقرار کند.
با توجه به اینکه برخی از عکس ها می تواند در برابر تنوع تفسیر ها و تعبیر ها قرار گیرد ،منتقد یا تحلیل گر می تواند با پرداختن به این بحث ها فضائی قابل درک و علمی از این رسانه ایجاد کندکه در کنار آن خلاقیت و استعداد های نو نیز شناخته شوند.
جناب فتحی اظهاراتتان غیر کارشناسانه هست ک میگویید یکی از ضعف های بزرگ عکاسی به صورت تک عکس همین برداشت های مختلف مخاطبانه !!! بر چه اساس و منطقی این نظر رو میدید !
هر اثر هنری با مخاطبینش کامل می شود و خلق هر اثری بدون داشتن مخاطب معنایی نخواهد داشت.
2-اگر قراره منتقد رابط مخاطب و هنرمند بشه اونوقت جایی که منتقد حضور نداشت رابطه مخاطب با عکس قطع میشه؟
3-ما به عنوان هنرمند عکاس وظیفه عکاسی برای عموم مردم رو داریم یا مخاطبمون فقط منتقدا هستن؟اگر برای مردم عکس میگیریم بهتر نیست خودمون مستقیما با مخاطب ارتباط برقرار کنیم؟
4-اگر واقعا منتقد رابط هنرمند و مخاطب هستش آنوقت جایی که چند منتقد نقد های متنوعی رو مینویسن تکلیف مخاطب چیه؟؟با کدوم نقد پیش بره؟؟
و سوالاتی از این دست...
موفق باشید
مخاطب از دید خودش عکس را میبیند و به تفسیر آن میپردازد و در نهایت هر یک از مخاطبان برداشت خودشان را خواهند داشت و قرار براین نیست مخاطب حرف عکس رو بگیره ، حرف عکاس رو ، و یا حرف منتقد رو ... هر کسی برداشت خودش را خواهد داشت تعجب میکنم از سوالاتی که مطرح نمودید زیرا در کامنت قبلی به صراحت عرض نمودم و دوباره یاد آوری میکنم که هر مخاطبی با توجه به سواد بصری، دانش و باور شخصی اش از لحن بیان و ساختارفرمی و محتوایی عکس ها می تواند برداشت خاص خودش را داشته باشد . دوباره متن ارسال شده را بخوانید . بنده به هیچ عنوان در جایی نگفتم منتقد حرف اول و آخر را میزند !!!
دلیلی هم برای دلخوری از شما دوست عزیزم یا دیگر دوستان نمیبینم و امیدوارم بحث های مطرح شده کسی را رنجیده خاطر نکرده باشد، این مباحث فقط برای آموختن از یکدیگر است و بس ...
موفق باشید .
توجهتان را به سخنان بزرگان در زمینه نقد جلب می نمایم
^34^دوری اشتون^34^ می گوید اشتیاقم برای نقد؛ ^34^درک عنصر محرک^34^ در اثر است!
^34^روبرتا اسمیت^34^ می گوید: باید درباره عقیده هایتان بنویسید. اگر اهیمت عقیده بیشتر از توصیف نباشد، کمتر نیست!
^34^موریس وایتز^34^ می گوید: اگر داوری با تفسیر همراه نشود نسبت به اثر هنری و احتمالا نسبت به همه بی مسئولیت خواهد بود
^34^شارل بودلر^34^ نقد هنری باید از دیدگاهی نوشته شود که گسترده ترین افق ها را باز بگشاید!
پاسخ مبسوط و تفصیلی شما در این مقال نمی گنجد. ایمیلتان را مرحمت نموده تا پاسخ تفصیلی تر را دریافت نمایید،
دوست من هر کسی از دریچه دید خودش دنیا رو می بینه نه از دریچه چشم عکاس.
سخنان بزرگان
^34^کریستوفر نایت^34^ دوست ندارم نقدی که می نویسم تنها ترجمان نیت های نهفته هنرمند برای مخاطبین اثر باشد!
^34^باربارا گروکر^34^ ساخت معنا شکلی ثابت ندارد و با هر تماشاگر تغییر می کند!
العاقل فی الاشاره
اظهارات شما (آقای نظری) به بنده جرات داد که دست به قلم شوم .
بنده ی ناقابل که جانباز دفاع مقدس هستم و هنوز دو ترکش از آن دوران دربدنم به یادگار دارم ، ضمن تشکر از ارسال شما ، « از ابزار شدن » و « نقاب شدن» شهدای والا مقام این مرز و بوم تنم می لرزد و این ثبت می تواند کنایه ای باشد به آنان که خودشان را پشت ارزش ها پنهان می کنند . حال این ارزش ها دینی ، باشد یا ملی یا حتی علمی و........... تفاوتی ندارد .
در ضمن توجه دوستان را به دو نکته جلب می کنم :
1- اگر نظری غیر کارشناسانه است باید با داوری شخص ثالث « غیر کارشناسی بودنش » اثبات شود . در یک فضای آزاد بنده حق ندارم نظر مخالف خودم را غیر کارشناسی بدانم . تنها حق دارم با رعایت اصول نقد ، با نظرش مخالفت کنم . ضمن قبول فرمایشات شما در مورد مثلث هنرمند - اثر - بیننده ، فکر می کنم باید به تذکر بنده هم توجه داشت ......
2- همه ی ما پیش فرض ها یی داریم که نوع نگاهمان را تعیین می کند و به اصطلاح عینک دید ماست . شاید شما برنامه ی هنری - اجتماعی خندوانه را دیده باشید . در قسمتی که کمدین ها ، به اجرای برنامه می پردازند و مردم رای می دهند ، سوابق افراد نقش بارزی دارد و شاید تعدادی از مردم تنها همان پانزده دقیقه ی برنامه ی استند آپ کمدی را ملاک داوری بدانند و بخش دیگر ، به سوابق کمدین ها نگاه می کنند متاسفانه این پیش فرض ها در جهان علم هم خودشان را نشان داده اند . انیشتین ، فیزیکدان برجسته و نامدار قرن بیستم ، که یک دین دار( یهودی) متعصب بود ، در برابر نظریه ی کوانتوم ( و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ) ایستاد و سالها با آن مبارزه کرد و این جمله ی معروف که : خدا برای اداره ی جهان تاس نمی اندازد را بیان نمود. اما واقعیات علمی فراتر از دیدگاههای فردی او این موضوع را نشان داد که در دنیای ذرات هیچ قطعیتی وجود ندارد و تنها احتمال است که باید منظور شود . اینکه چگونه نقد کنیم ، چگونه داور خوبی باشیم و چگونه با هر چیز جدیدی رو به رو شویم مستلزم آن است که فارغ از پیش فرض لب به سخن بگشاییم . کاری که نیاز به تمرین دارد و بنده خودم نتوانسته ام از حصار پیش فرض هایم خارج شوم....
ممنون از ارسال شما
تشکر از نقد خوب و خواندنی دوستمان اقای اکبرپور
سپاس از مهرداد فتحی عزیز که زمینه ساز مباحثی شدند
و البته تشکر ویژه از سایت خوب 1pix
انشالله خدا همه ی شما را شاد و تندرست و هنرمند نگه دارد
فرمایشاتتان صحیح و متین است و اما بنده به هیچ عنوان قصد جسارت به کسی را نداشتم و ندارم و در کامنتهایم با رعایت اصول نقد عرایضم را عنوان نمودم .
در رابطه با پیش فرضی که عنوان نمودید و با مثالی توضیح دادید سوابق افراد نقش بارزی در رای مردم دارد منظورتان را متوجه نشدم که خطاب به چه کسی بود ؟ آیا بنده با عینک پیش فرضی سخنی به شخصی گفتم یا بالعکس ؟
ممنون از توضیحاتتان شاد باشید ...
ترکیب قابل تاملی در عکس دیده می شود اما بزرگترین ضعف آن کلیشه ای بودن بخش مهم عکس است، برای نمونه در عکس دوست گرامی جناب آقای جمشید فرجوند فردا( http://picu.ir/1pix/Image-2015 ) نیزشالوده ی این ترکیب دیده می شود ( در دست گرفتن یک قاب عکس از یک عزیز از دست رفته) ،اما به کار بردن واژه ی ^34^غیر کارشناسانه^34^ کلا شایسته ی برخورد با منتقدان نیست ( چه منقد عکس و چه منتقد تفسیرعکس ) ، عکس می تواند در برخورد مخاطبان گوناگون اثرات متفاوت داشته و هر کسی برداشت خود را داشته باشد . خوانشی که ما از یک عکس داریم بنا برشواهد دیدگانی (بصری) در عکس و زمینه ی فکری خودمان است به همین دلیل یک اثر تصویری در دو بیننده ی مختلف ممکن است برداشت های دوگانه درست کند . اما در مواقعی ممکن است اندیشه های خودمان قوی تر از نشانه های تصویری در برداشت از یک اثر تصویری عمل کنند ، اگر فرض کنیم یک بیننده ی غیر ایرانی این عکس را ببیند هیچ شاهدی در عکس به این بیننده نشان نمی دهد که این عکس مربوط به یک شهید گرامی ( جنگ تحمیلی و ...) می باشد خود من هم نمی توانم نوشته ی زیر عکس را بخوانم که احتمالا مربوط به عنوان ^34^شهید^34^ این عزیز می باشد و همین که محتاج به خواندن در یک اثر تصویری باشیم خودش محدود کردن عمق اثر گذاری عکس و محدود کردن مخاطبان خواهد بود.شکی نیست که المان پرده یکی از المان های مهم عکس می باشد اما بنده نمی توانم آن را نماد اسرار بدانم ، با همین المان ها برداشت بنده از این عکس به کلی متفاوت با برداشت جناب اکبرپور می باشد و این طبیعی است ، ضمن اینکه از دو لکه ای که روی شلوار آن فرد می بینم ( لکه بزرگتر به گمانم وصله می باشد که اگر چنین است خودش بار مفهومی دارد) ، لکه ی سفید بالاتر به نظرم منحرف کننده ی چشم بیننده است که سهوا ویرایش نشده است. پاینده باشید
ممنون از توضیحات خوبتان ...
از مطالب مطرح شده بسیار لذت بردم هرچند لحن بیان نوشته ها کمی تند و آمرانه هست ,
به نظرم بهتره همه مطالب را به سمت خودمان نبینیم . موافق یا مخالف به هر حال نیت ساختن یک نگاه بهتر است.
با سپاس از همه عزیزان
ممنون از حضورتان که باعث خوشحالیست . بله حق با شماست لحن بعضی کامنت ها قدری تند هست ،امیدوارم کسی را رنجیده خاطر نکرده باشد .
اطمینان دارم دوستان نیز چون خود بنده نیتشان به اشتراک گذاشتن آموزهایشان هست و هدف یادگیری از یکدیگر ...
شاد باشید
فرد مشخصی مورد نظرم نبود . این را عرض کردم که همه ی ما از جمله بنده ، به مرور زمان و در محیط زیستمان به پیش فرض هایی رسیده ایم که دید ما را به جهان اطراف جهت می دهد . این مورد را کلی و عمومی عرض می کنم . رهایی از پیش فرضها و آزاد کردن ذهن از مفروضات می تواند داوری همه ی ما را تغییر دهد . منظر بنده جناب شما یا سایر دوستان به صورت موردی وشخصی نبوده
سرافراز باشید دوست گرامی