سلام.مفهوم برخاسته از محتواست. محتوا طفیلی فرم است. فرم وابسته به کمپوزیسیون و چینش اشیاست..
در آثار کمینه گرا(مینیمالیستی) به کمک عناصری حداقلی(به لحاظ کمی) پیامی حداکثری(به لحاظ کیفی) منتقل میشود. خلوتی این دسته آثار و پرهیز از حضور عناصر متفرقه به مخاطب کمک میکند خیلی سریع به کنه اثر ورود کند.
عکسهایی با چیدمانی از این دست اشاره ای به زندگی انسان معاصر دارند و دغدغه هایی چون تنهایی و اتنظار و رویای دور شدن.
رفتار عناصر در این عکسها غالبا سمبلیک است و اشیاء نشانه هایی پر رنگ هستند. پرنده در رفتاری سمبلیک کوچ کردن و دور شدن ویا آمدن مسافری را بازمینماید،، اتفاقی که در رویای مرد منتظر در ایستگاه است.
چتر اشاره به باران است گشایش و چراغهایی که تا آسمان رشد کرده اند تا زمین را نور باران کنند.
در مجموع این شکل چینش عناصر قرار است انتظاری امیدوارانه را بازنماید اما فضای گرفته ی اثر (ابرهایی که نمیبارند، چراغهایی که خاموشند و رنگ مرده ی فضا) انتظاری از جنس انتظار گودو را بازمینماید. انسان معاصر هر روز امیدوارانه منتظر آمدن گودو است.. تنها مشکل این ست که گودو فردا می آید نه امروز!!
...و این انتظار و امید تا ابد ادامه دارد...
در آثار کمینه گرا(مینیمالیستی) به کمک عناصری حداقلی(به لحاظ کمی) پیامی حداکثری(به لحاظ کیفی) منتقل میشود. خلوتی این دسته آثار و پرهیز از حضور عناصر متفرقه به مخاطب کمک میکند خیلی سریع به کنه اثر ورود کند.
عکسهایی با چیدمانی از این دست اشاره ای به زندگی انسان معاصر دارند و دغدغه هایی چون تنهایی و اتنظار و رویای دور شدن.
رفتار عناصر در این عکسها غالبا سمبلیک است و اشیاء نشانه هایی پر رنگ هستند. پرنده در رفتاری سمبلیک کوچ کردن و دور شدن ویا آمدن مسافری را بازمینماید،، اتفاقی که در رویای مرد منتظر در ایستگاه است.
چتر اشاره به باران است گشایش و چراغهایی که تا آسمان رشد کرده اند تا زمین را نور باران کنند.
در مجموع این شکل چینش عناصر قرار است انتظاری امیدوارانه را بازنماید اما فضای گرفته ی اثر (ابرهایی که نمیبارند، چراغهایی که خاموشند و رنگ مرده ی فضا) انتظاری از جنس انتظار گودو را بازمینماید. انسان معاصر هر روز امیدوارانه منتظر آمدن گودو است.. تنها مشکل این ست که گودو فردا می آید نه امروز!!
...و این انتظار و امید تا ابد ادامه دارد...