حس نوستالژی خاصی در فضا ایجاد شده است، تاریکی و سکوت معنادار که با تابش نورهای موازی و ایجاد سایه های شدید در برخی نواحی ثبت ایجاد شده حاکی از گذر زمان و نوعی تلقات فردیست که بنوعی تداعی گر خاطرات گذشته در بستر زمان می باشد، مثلث دیدگانی ثبت بواسطه عکس های چیده شده در درون قاب و تمایز آنها با سایر قابهای تیره نکته تامل برانگیز اثر به حساب می آید که هوشمندانه بر آن تاکید شده است و همین مساله شاید اصلی ترین فاکتور مورد مناقشه باشد. گمانه ای قوی مخاطب را با این عکس ها نزدیک می کند و آن همان ارتباط بصری عمیق میان عکس ها با عکس هنرمند مطرح جهان چارلی چاپلین می باشد که بر دیوار اتاق نقش بسته است، آیا عکاس خواسته تعلقات روحی میان این دو فریم با عکس مذکور را بیان دارد یا حضور روانی او را لابلای ذرات زندگی کاراکترهای غایب را به بیانی نمادین به تصویر بکشد . صندلی متحرک گمانه فوق را تا حدودی تقویت می نماید، اگر دقیق تر به ثبت بنگریم در کلیت اثر نکاتی تامل برانگیز دیه می شود. به بیانی واضح تر اگر اثر را به دو بخش تقسیم نماییم دو قاب مجزا اما بهم پیوستهبه به چشم می آید. 1-سمت راست کادر صندلی متحرک و عکس چارلی چاپلین توام با قابهای تیره 2- سمت چپ کادر دو عکس احتمالآ زن و شوهر با اکسسوار کاملآ ایرانی. این تمایزات آشکار در ثبت داستان غریبی را بیان می دارند، داستانی مملو از تعلقات روحی به هنرمند بزرگ و سترگ جهان(چارلی چاپلین). لیکن در ثبت معمایی لاینحل ذهن مخاطب را دچار آشفتگی و اغتشاش می نماید. عکس زن نظاره گر به بیننده که به نظر مسیری سوای دیگر پناسیل های موجود در اثر را طی می کند و شاید این موضوع دلیل نگرانی و مورد قابل دغدغه هنرمند محسوب بشود........
حس خوبی در این ثبت هست...ممنون
حس نوستالژی خاصی در فضا ایجاد شده است، تاریکی و سکوت معنادار که با تابش نورهای موازی و ایجاد سایه های شدید در برخی نواحی ثبت ایجاد شده حاکی از گذر زمان و نوعی تلقات فردیست که بنوعی تداعی گر خاطرات گذشته در بستر زمان می باشد، مثلث دیدگانی ثبت بواسطه عکس های چیده شده در درون قاب و تمایز آنها با سایر قابهای تیره نکته تامل برانگیز اثر به حساب می آید که هوشمندانه بر آن تاکید شده است و همین مساله شاید اصلی ترین فاکتور مورد مناقشه باشد. گمانه ای قوی مخاطب را با این عکس ها نزدیک می کند و آن همان ارتباط بصری عمیق میان عکس ها با عکس هنرمند مطرح جهان چارلی چاپلین می باشد که بر دیوار اتاق نقش بسته است، آیا عکاس خواسته تعلقات روحی میان این دو فریم با عکس مذکور را بیان دارد یا حضور روانی او را لابلای ذرات زندگی کاراکترهای غایب را به بیانی نمادین به تصویر بکشد . صندلی متحرک گمانه فوق را تا حدودی تقویت می نماید، اگر دقیق تر به ثبت بنگریم در کلیت اثر نکاتی تامل برانگیز دیه می شود. به بیانی واضح تر اگر اثر را به دو بخش تقسیم نماییم دو قاب مجزا اما بهم پیوستهبه به چشم می آید. 1-سمت راست کادر صندلی متحرک و عکس چارلی چاپلین توام با قابهای تیره 2- سمت چپ کادر دو عکس احتمالآ زن و شوهر با اکسسوار کاملآ ایرانی. این تمایزات آشکار در ثبت داستان غریبی را بیان می دارند، داستانی مملو از تعلقات روحی به هنرمند بزرگ و سترگ جهان(چارلی چاپلین). لیکن در ثبت معمایی لاینحل ذهن مخاطب را دچار آشفتگی و اغتشاش می نماید. عکس زن نظاره گر به بیننده که به نظر مسیری سوای دیگر پناسیل های موجود در اثر را طی می کند و شاید این موضوع دلیل نگرانی و مورد قابل دغدغه هنرمند محسوب بشود........
درود و سپاس
درود
و پرحرف...