سلام
صندلی،در ،برف و دیوار چهار المانی که این اثر را تشکیل داده اند.صندلی که سطح زیادی از کادر را به خود اختصاص داده همراه ^92^^34^در^92^^34^ در پشت سرش چشمها را به سوی خود می کشاند(لازمه رسیدن به صندلی عبور از در است اما در اینجا، گویی ....).
صندلی مظهر قدرت نشسته در فصلی سرد و برف مظهر فصلی سرد نشسته بر کرسی مراد ، در فصلی سرد ، اما می گذرد فصل سرد و ....
کادر بندی مربع، باعث مکث طولانی بر روی اثر شده است که در نتیجه تفکری عمیق را میطلبد.
ترکیب بندی مناسب ، باعث بوجود امدن فضاهای خالی اما سیال شده است.
ویرایش نیز چشم بیننده را بیشتر به سوی صندلی و برف سوق می دهد و تم رنگی متمایل به آبی ، سردی خاصی به اثر داده است.
و^92^^34^در^92^^34^ مظلومانمه بسته است گویی سالهای زیادی است که انسانی همدمش نمی باشد،
مونسش همان دیوار و صندلی میباشد البته همراه فصلهای موقتی.
دیوار مظهر پایداری و استقامت ، چه مظلومانه می نمایاند زخمهای پیکر نیمه جانش را.
بهر حال در کل شاهد اثری ژرف و عمیق می باشیم که بیننده را در خود ، فرو می برد، می ماندو باز می گرداند ، باز گرداندنی متفاوت. و این یعنی خالق این اثر حسی خاص را در این اثر نهفته دارد که هرکس می تواند تعابیر خاصی را برای ان داشته باشد و این از قدرت اثر خبر می دهد.
خانم شادی افرین آرش در این اثر بیننده را با مفهوم و حسی خاص روبرو می سازد که جای بسی قدردانی دارد.
سپاس
تصویر بسیار ضعیفه چه به لحاظ نحوه ادیت چه به لحاظ انتخاب رنگ و اشباع.میزان اِعمال vignet در حاشیه تصویر به قدری زیاده که عملا در افزایش کنتراست تصویر رو بی جهت و بی دلیل به دو قسمت under و over exposed تقسیم کرده...بافت در حاشیه ی در و دیوار که می تونست نقطه قوت تصویر باشه از بین رفته ودر مرکز تصویر همین امر در مورد برف صدق می کنه...under و over شدن فی نفسه چیز بدی نیست اما اینجا لطمه زده به عکس...انتخاب این میزان اشباع رنگ آبی برای فضایی که بالفطره سرده بیشتر این حس رو منتقل می کنه که عکاس خواسته تاکیید کنه روی این حس سرد..حس سردی که نیاز به این همه فریاد و جار و جنجال راه انداختن برای فهماندن نداره...شما تو این تصویر پی مفهوم بودید قبول شکی درش نیست اما مفاهیم برای ارائه نیاز به تمهیداتی دارن که مهمتریمشون نحوه ی ارائه ی اون مفهوم هستش...همونطور که ما در مفاهیم کلامی احتیاج به رعایت دستور زبان داریم در هنرهای بصری هم باید نحوه ی ارائه و ویرایش رو بجا و درست انتخاب کنیم...من فقط می تونم بگم که تو این تصویر با خالقی خشمگین رو برو هستم که به واسطه ی خشمش از فصای منطق هنری فاصله گرفته و به اثر خودش لطمه زده...
موفق باشید
مرسی بابت ثبتی زیبا که منو مجبور کرد ثانیه هایی بهش خیره بشم..
دونیمه شدن کادر به دوقسمت بالا و پایین شاید مفهومی رو از آنچه در ورای بکگروند می گذرد و آنچه که ما در پیش رو و در فورگروند میبینیم، پیش رویمان قرار میدهد: سرمایی که در این طرف درچوبی و قدیمی است و صندلی که روزگاری کنار شومینه، با گرما همنشین بود، حالا به هر دلیلی روزگارش را زیر برف و سرما میگذراند که خود قابل تامل است..
از لحاظ فنی احساس میکنم که میشد بهتر با نور کار کرد و سفیدی برف رو تا حدی کنترل کرد. فضای خالی راست هم به افزایش عمق و بالانس مناسب کمک کرده..
ممنون..
..
در ضمن، دوستانی که اینقد با خشونت به کار نظر میدن و با اون عکس ارتیاطی برقرار نمیکنن؛ چرا وقت گرانبهای خود را هدر میدن؟!
خوشحالم که این ثبت سبب_ اینها شد و از مهر_ بی اندازه تان سپاسگزارم ... در مورد کنترل روینور نه اینکه بخواهم از ویرایش دفاع کنم، چون شاید از نظر برخی دوستان ویرایش موفقی نباشد ، اما این اور اکسپوزی که می بینید نه در هنگام ثبت_ عکس که در هنگام_ ویرایش ایجاد گردیده... تاکیدم نه روی فضای برفی ، تاکیدم بر روی زمستان در زمستانست که اگر جز این بود رنگ در اثرم بی معنا جلوه می نمود ...
در مورد دوستان هم
کلا انتقاد را دوست دارم ، به هر صورتی که می خواهد باشد ... گاهی فکر می کنم شاید واقعا در عکسهایم خالقی خشمگین شده ام ... این باعث می شود که برای از بین نرفتن هنرم، کمی آهسته تر و پیوسته تر گام بردارم که رهروی را فراموش نکنم ...
سپاس و سپاس از حضورتان ....
صندلی،در ،برف و دیوار چهار المانی که این اثر را تشکیل داده اند.صندلی که سطح زیادی از کادر را به خود اختصاص داده همراه ^92^^34^در^92^^34^ در پشت سرش چشمها را به سوی خود می کشاند(لازمه رسیدن به صندلی عبور از در است اما در اینجا، گویی ....).
صندلی مظهر قدرت نشسته در فصلی سرد و برف مظهر فصلی سرد نشسته بر کرسی مراد ، در فصلی سرد ، اما می گذرد فصل سرد و ....
کادر بندی مربع، باعث مکث طولانی بر روی اثر شده است که در نتیجه تفکری عمیق را میطلبد.
ترکیب بندی مناسب ، باعث بوجود امدن فضاهای خالی اما سیال شده است.
ویرایش نیز چشم بیننده را بیشتر به سوی صندلی و برف سوق می دهد و تم رنگی متمایل به آبی ، سردی خاصی به اثر داده است.
و^92^^34^در^92^^34^ مظلومانمه بسته است گویی سالهای زیادی است که انسانی همدمش نمی باشد،
مونسش همان دیوار و صندلی میباشد البته همراه فصلهای موقتی.
دیوار مظهر پایداری و استقامت ، چه مظلومانه می نمایاند زخمهای پیکر نیمه جانش را.
بهر حال در کل شاهد اثری ژرف و عمیق می باشیم که بیننده را در خود ، فرو می برد، می ماندو باز می گرداند ، باز گرداندنی متفاوت. و این یعنی خالق این اثر حسی خاص را در این اثر نهفته دارد که هرکس می تواند تعابیر خاصی را برای ان داشته باشد و این از قدرت اثر خبر می دهد.
خانم شادی افرین آرش در این اثر بیننده را با مفهوم و حسی خاص روبرو می سازد که جای بسی قدردانی دارد.
سپاس
موفق باشید
دونیمه شدن کادر به دوقسمت بالا و پایین شاید مفهومی رو از آنچه در ورای بکگروند می گذرد و آنچه که ما در پیش رو و در فورگروند میبینیم، پیش رویمان قرار میدهد: سرمایی که در این طرف درچوبی و قدیمی است و صندلی که روزگاری کنار شومینه، با گرما همنشین بود، حالا به هر دلیلی روزگارش را زیر برف و سرما میگذراند که خود قابل تامل است..
از لحاظ فنی احساس میکنم که میشد بهتر با نور کار کرد و سفیدی برف رو تا حدی کنترل کرد. فضای خالی راست هم به افزایش عمق و بالانس مناسب کمک کرده..
ممنون..
..
در ضمن، دوستانی که اینقد با خشونت به کار نظر میدن و با اون عکس ارتیاطی برقرار نمیکنن؛ چرا وقت گرانبهای خود را هدر میدن؟!
در مورد دوستان هم
کلا انتقاد را دوست دارم ، به هر صورتی که می خواهد باشد ... گاهی فکر می کنم شاید واقعا در عکسهایم خالقی خشمگین شده ام ... این باعث می شود که برای از بین نرفتن هنرم، کمی آهسته تر و پیوسته تر گام بردارم که رهروی را فراموش نکنم ...
سپاس و سپاس از حضورتان ....
و صندلی کنار در بود
برف ها آب می شوند