هندسه را میتوان یکی از بارز ترین نکات موجود در اثر دانست. اتفاقی که در کنار ترکیب بندی مستحکم قاب، در پس زمینه اثر به عنوان بافتی مکرر نقش ایفا میکند.
حضور برف زمستانه در کنار القای سرمایی که با غیاب، در فضای تردد روزمره انسانها تشدید میشود، کارکردی معنا شناختی نیز دارد.
نقش برف، در مجزا سازی سنگهای تشکیل دهنده بک گراند، موثر و موجب تداعی اتفاقی همواره برجسته در عکسها، (وحدت و تکثر) است. معنایی که در همنشینی اش با فضای خالی و حضور غایب انسانها، موجب بروز معنای استعاری انسانها و خانهها در تشابه ساختاریاش با منزلگاههای امروزه میشود.
سرما، شاید بهترین دلیلی است که انسانها را در مکعبهای مکررشان، محصور و مدفون در زیر این برف سنگین، از حضور و عبور باز داشته است.
ریتم!کمپوزسیون!رنگ! نور!.. ممه مناسب این که بگیم: کاری زیبا و درخور تحسین..
و مفهوم در قلب اون تلفن میگذره که منتظره کسی بیاد و زنگی بزنه و هم خودشو و هم تلفن رو از این تنهایی سرد، نجات بده..
تلفن کمی بیشتر به سمت راست متمایل بود بهتر نبود؟!
من نیز این عکس را بسیار دوست دارم .
تصویری ساده و لبریز از سرما
متکی بر هندسه و گویای یک داستان
ویرایشی منطقی و استفاده صحیح از داینامیک رنج .کلا تصویری با وقار و سنجیدست
سلام
^92^^34^برخی حالات در نسبت شکل و سطح و حجم اشیا،احساسی لذت بخش را سبب می شود،و فقدان چنین حالاتی متقابلا بی علاقگی یا حتی احساس ناراحتی و انزجار مسلم را باعث می شود^92^^34^(1)
اولین چیزی را که در اثر می توان دید فرم ساده و ترکیب بندی کلاسیک آن است،و اولین چیزی که چشم را به سوی خود می کشاند باجه تلفن است و بعد چشم ،سوراخهای روی دیوار سنگی را می بیند و سپس به طور سطحی چشم از روی دیوار به طرف زمین برفی می رود. و باز دوباره چشمها به درون قاب باجه تلفن می رود ابتدا تلفن و سپس گوشی مشکی را می نگرد . البته این کنکاو همراه با سکوتی سرد قرین شده است.
سراسر قاب پوشیده،سرما را.
تلفن مظهر ارتباط و گرمی ، بدون آدمی، چه سرد و بی روح شده.
^92^^34^ تنها راه فرانمایی عاطفه در فرم هنر ،یافتن یک ^92^^34^همبسته عینی^92^^34^ است،به عبارت دیگر، یک مجموعه از اشیا یک واقعیت ، یک زنجیره از رویدادها که صورتبندی آن عاطفه خاص خواهدبود،به طوری که وقتی واقعیات بیرونی که باید به تجربه حسی منجر شود حاضر باشد، عاطفه بی درنگ برانگیخته می شود^92^^34^(2)
با تامل در ارتبا طات المانهای موجود در اثر ، حسی خاص بوجود می اید که حتی سوالاتی نیز را برمی انگیزد،ایا می توان برای المانهای موجود در عکس مفاهیم مختلفی تداعی نمود؟
بهر حال اثری ساده و عمیق را پیش روی خود داریم که حس سرما را ، چه از لحاظ بدنی و فیزیکی و چه از لحاظ روحی و روانی تداعی می کند .
از جناب اشتری بخاطر اثر ارزشمندشان تشکر می نمایم.
سپاس
(1)کتاب چیستی هنر.مولف:اسوالد هنفلینگ. مترجم:علی رامین
(2)کتاب مبانی فلسفه هنر.مولف آن شپرد.مترجم: علی رامین
حضور برف زمستانه در کنار القای سرمایی که با غیاب، در فضای تردد روزمره انسانها تشدید میشود، کارکردی معنا شناختی نیز دارد.
نقش برف، در مجزا سازی سنگهای تشکیل دهنده بک گراند، موثر و موجب تداعی اتفاقی همواره برجسته در عکسها، (وحدت و تکثر) است. معنایی که در همنشینی اش با فضای خالی و حضور غایب انسانها، موجب بروز معنای استعاری انسانها و خانهها در تشابه ساختاریاش با منزلگاههای امروزه میشود.
سرما، شاید بهترین دلیلی است که انسانها را در مکعبهای مکررشان، محصور و مدفون در زیر این برف سنگین، از حضور و عبور باز داشته است.
و مفهوم در قلب اون تلفن میگذره که منتظره کسی بیاد و زنگی بزنه و هم خودشو و هم تلفن رو از این تنهایی سرد، نجات بده..
تلفن کمی بیشتر به سمت راست متمایل بود بهتر نبود؟!
تصویری ساده و لبریز از سرما
متکی بر هندسه و گویای یک داستان
ویرایشی منطقی و استفاده صحیح از داینامیک رنج .کلا تصویری با وقار و سنجیدست
دلی به غربت خاطرات
آه خدایا
سلام مرا به او برسان
^92^^34^برخی حالات در نسبت شکل و سطح و حجم اشیا،احساسی لذت بخش را سبب می شود،و فقدان چنین حالاتی متقابلا بی علاقگی یا حتی احساس ناراحتی و انزجار مسلم را باعث می شود^92^^34^(1)
اولین چیزی را که در اثر می توان دید فرم ساده و ترکیب بندی کلاسیک آن است،و اولین چیزی که چشم را به سوی خود می کشاند باجه تلفن است و بعد چشم ،سوراخهای روی دیوار سنگی را می بیند و سپس به طور سطحی چشم از روی دیوار به طرف زمین برفی می رود. و باز دوباره چشمها به درون قاب باجه تلفن می رود ابتدا تلفن و سپس گوشی مشکی را می نگرد . البته این کنکاو همراه با سکوتی سرد قرین شده است.
سراسر قاب پوشیده،سرما را.
تلفن مظهر ارتباط و گرمی ، بدون آدمی، چه سرد و بی روح شده.
^92^^34^ تنها راه فرانمایی عاطفه در فرم هنر ،یافتن یک ^92^^34^همبسته عینی^92^^34^ است،به عبارت دیگر، یک مجموعه از اشیا یک واقعیت ، یک زنجیره از رویدادها که صورتبندی آن عاطفه خاص خواهدبود،به طوری که وقتی واقعیات بیرونی که باید به تجربه حسی منجر شود حاضر باشد، عاطفه بی درنگ برانگیخته می شود^92^^34^(2)
با تامل در ارتبا طات المانهای موجود در اثر ، حسی خاص بوجود می اید که حتی سوالاتی نیز را برمی انگیزد،ایا می توان برای المانهای موجود در عکس مفاهیم مختلفی تداعی نمود؟
بهر حال اثری ساده و عمیق را پیش روی خود داریم که حس سرما را ، چه از لحاظ بدنی و فیزیکی و چه از لحاظ روحی و روانی تداعی می کند .
از جناب اشتری بخاطر اثر ارزشمندشان تشکر می نمایم.
سپاس
(1)کتاب چیستی هنر.مولف:اسوالد هنفلینگ. مترجم:علی رامین
(2)کتاب مبانی فلسفه هنر.مولف آن شپرد.مترجم: علی رامین
داور
دید زیبای شما و ترکیب بندی خوب آن ، این عکس را بسیار زیبا نموده
موفق باشید