متوجه کاممنت شما زیر این عکس نشدم؟موضوع رنگ و اهمیت آن هست... با کمی تامل و مطالعه می توانیم به ^92^^92^^92^^34^ارزش رنگی^92^^92^^92^^34^ و ^92^^92^^92^^34^اهمیت رنگ^92^^92^^92^^34^ در این عکس پی ببریم. نکته قابل توجه در موضوع این هفته این است که ما به عنوان عکاس باید در یک موضوعی اینچنینی که بسیار گسترده است دنبال فریم ها و کارهای خاص باشیم و به درک درست یک موضوع اشاره کنیم ... که این عکس را موفق می بینم.
موضوع رنگ یک امر نسبی است و هر کسی می تواند بر اساس ذهنیت خود آنرا بیان کند با این تعریف رنگ قرمز بکار برده شده در این اثر بسیار ارتباط نزدیکی با مفهوم و جنس مونثی که کل ساختار اثر بر اساس آن شکل گرفته است دارد اگر از لحاظ روانشناسی رنگ ها به این اثر نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که رنگ قرمز نشان دهنده ی معانی زیادی چون عشق / جوانی / شور و ....می باشد طوریکه این رنگ چنان قدرتی هم از لحاظ بصری و هم از لحاظ مفهومی دارا می باشد که کنترل آن در یک تصویر به واقع سخت خواهد شد اما نقطه قوت این اثر کنترل این عوامل بصری و مفهومی در تصویر می باشد طوریکه ما در مقابل رنگ قرمز رنگ آبی مایل به سفید را می بینیم که بار معنایی بسیاری را وارد این تصویر کرده است اما نقطه ی ظریفی که در این به چشم می خورد رفت و آمد بار معنایی عکس بین این رنگ هاست ما در این تصویر با سو ژه ای مواجهیم که علارغم تمام شور و نشاط جوانیش در نهایت راضی می شود در چنگال میله ها اثیر شود .نحوه ی اجرای این کار از لحاظ تکنیکی هم شاید در نگاه اول دچار نقص با شد اما اگر در قالب تعاریفی که در بالا به انها اشاره کردم نگاه کنیم می توان آن را در راستای مفهوم کار دید ^92^^34^ دیزالو ^92^^34^ شدن تصویر دیوار بر روی سوژه زن در وسط تصویر به نوعی کمک کننده و شتاب دهنده در بار معنایی عکس می باشد تا او راحتر و زودتر بتواند به ان سوی دیوار که شاید منزلگاه و مرحله جدیدی در زندگی او ست برسد.و در آخر در جواب دوستانی که در مورد نحوه ی داوری و انتخاب عکس ها ایراد می گیرن تقاضا دارم با دلیل و بحث علمی دلایل خود را مطرح کنند نه اینکه با اتکا به دلایل شخصی بخواهند اثری را ضعیف جلوه دهند. چون متاسفانه چند وقتی است که بحث هایی در مورد بعضی از عکس ها این سایت دیده می شود که بسیار می تواتند برای ادامه کار این سایت مضر باشد...
یکی از آسیبهایی که برگزیدن و ارائه موضوع در پی دارد، جست و جویی است که در مخاطبین اثر برانگیخته میشود و ایشان را به یافتن نقش پررنگ عامل موضوع وامیدارد. چه آنکه پیش از این آسیب این اتفاق را در داوری آثار برگزیده نیز شاهد بودیم. زمانی که داور برای انتخاب اثر برگزیده در زیر تعداد زیادی از عکسها شایستگی و عدم شایستگی آن را با عنصر ذکر شده در ^92^^34^موضوع^92^^34^ میسنجد..
عکس کارکردی رویا گونه دارد و این نه تنها به واسطه دیزالو عنصر اصلی در زمینه رخ میدهد، که نابجایی چینش عناصر بر مبنای درک عمومی مخاطبین از آن، خود نوعی نابهنجاری، ساختار شکنی و آشنایی زدایی را در بر دارد.
تاویلی بر اساس روایت فروید از رویا..
از نظر فروید، رویا واقعیتی خاص را دنبال نمیکند. تنها روایتی پر از رمزگان است. به این اعتبار رویا به نقاشی، عکس یا حتی بیشتر به نوشتار شباهت دارد. و میتوان انگارههایی را که در رویا به ذهن میآیند، همچون اجزاء زبان در نظر گرفت. کارکرد رویا کوششی است برای یافتن معناهایش و این معناها دانسته نمیشوند مگر از راه شناخت رمزگان بیشمارش.
عناصر عکس را دسته بندی کنید..
زن، همراه و همبسته با رنگی درخشان که تنها در ظاهر یک رنگ جامد حضور ندارد. رنگی که در شکل های متفاوت و در قالبی مشخص در تلاش است تا شادابی و جذابیت و زیبایی را به تصویر بیافزاید.
فضایی که برای این حضور بسیار نامتجانس و نامتعارف است و در تاویل معنایی، نوعی اجبار، ناخواستگی و بحران را القا میکند. برش در عنصر انسانی نیز کارکردی ساده در جهت حذف شخصیت و تعمیم آن به کلیت مدلول زن دارد. حذف سر به سادگی در جهت حذف شخصیت و فردیت میکوشد و گیسوان آویخته تلاشی دوباره برای القای نوعی زیبایی تجریدی به عنصری که غالبا زیباییش بر اساس چهره سنجیده میشود. کارکرد درخشان رنگ در کنار همین اتفاق رخ میدهد و جذابیت نه بر اساس عناصر و فاکتورهای ظاهری، که بر پایه تاویل معنایی یک رنگ و گونههای مختلف حضور آن در قاب به کلیت عنصر زنانه و به ماهیت اصلی و وجودی وی نسبت داده میشود.
نتیجه رویایی دهشتبار است که زیبایی و معصومیتی که علیرغم تعریف عمومی و قابل انتظار رنگ قرمز به سوژه نسبت داده میشود را در فضایی نامتجانس تصویر میکند و نوعی هراس را از القای این نابجایی در مخاطب برمیانگیزد.
کارکرد دوگانه ^92^^34^رنگ^92^^34^ در این باب نیز جذاب و قابل تامل است.
نکته دیگر در باب رنگ، صرف حضوری است که در این قاب دارد..
چنین معناها و ساختارهایی صرفا به واسطه واقع گرایی در ارائه ویرایش، غالبا بدون رنگ ایجاد و ارائه میشوند و نگاهی دوباره با سایر آثار مولف نیز گواهی بر این مدعا است..
تعریف و توجیه حضور رنگ نوعی بدیهه گویی است و تنها بررسی نشانه شناسانه و جزء به جزء اثر میتواند نقش آنرا آشکار و توصیف کند.
گذشته از آن نکته ای که توجه به آن در فضای این گالری لازم به نظر میرسد، رستن از بند موضوع و خودداری از غرق شدن در آن است. به اندازه ای که یک اثر موفق و قابل تحسین را زیر ذره بین عنوان، بررسی و توصیف کنیم و به پرسش بکشیم..
عکس یک رویایی دهشتبار، در عین زیباییهای درخشان است.
رویایی که ناخواستگی و نابهنجاری را برای بازیگر اول این قاب و هر انسانی که به آن تعمیم مییابد را فریاد میکند و معصومیت و ناچاری را در برابر ناتوانی از گریز، در برابر این سرنوشت ناخواسته در قالب نوعی بحران، ترسیم میکند.
من هم در باره نحوه ی انتخاب و داوری آثار بر اساس عنوان موضوع کاملآ موافقم احسان عزیز ////من خودم زیاد به نحوه ی بر گزیده شدن آثار توسط داوران اعتقادی ندارم چون به هر حال سلیقه ی شخصی در هر صورتی در داور ی های عکس در ایران یک امر طبیعیست چون خیلی از آثار در سطح های بالاتر هم از روی تجزیه و تحیلیل درست و شایستگی اثر انتخاب و بر گزیده نمی شوند ////در کل باید مشکل اصلی رو در نبود تخصص در نحوه داوری و بر گزیده کردن آثار دید.
جدا از موضوع، از عکاس عزیز بابت این خلاقیت و ادیت قوی ممنونم..
بقول جناب عامری، خاص بودن یکی از نقاط قوت این عکسه که چه از خلق سوژه و جه از لحاظ تکنیک تامل برانگیزه..
ولی از یه طرف هم با آقای امینی موافقم که این عکس شاید ارتباط زیادی با موضوع هفته نداره که البته این چیزی از ارزش عکس رو پایین نمیاره.
سپاس
با تشکر
عکس کارکردی رویا گونه دارد و این نه تنها به واسطه دیزالو عنصر اصلی در زمینه رخ میدهد، که نابجایی چینش عناصر بر مبنای درک عمومی مخاطبین از آن، خود نوعی نابهنجاری، ساختار شکنی و آشنایی زدایی را در بر دارد.
تاویلی بر اساس روایت فروید از رویا..
از نظر فروید، رویا واقعیتی خاص را دنبال نمیکند. تنها روایتی پر از رمزگان است. به این اعتبار رویا به نقاشی، عکس یا حتی بیشتر به نوشتار شباهت دارد. و میتوان انگارههایی را که در رویا به ذهن میآیند، همچون اجزاء زبان در نظر گرفت. کارکرد رویا کوششی است برای یافتن معناهایش و این معناها دانسته نمیشوند مگر از راه شناخت رمزگان بیشمارش.
عناصر عکس را دسته بندی کنید..
زن، همراه و همبسته با رنگی درخشان که تنها در ظاهر یک رنگ جامد حضور ندارد. رنگی که در شکل های متفاوت و در قالبی مشخص در تلاش است تا شادابی و جذابیت و زیبایی را به تصویر بیافزاید.
فضایی که برای این حضور بسیار نامتجانس و نامتعارف است و در تاویل معنایی، نوعی اجبار، ناخواستگی و بحران را القا میکند. برش در عنصر انسانی نیز کارکردی ساده در جهت حذف شخصیت و تعمیم آن به کلیت مدلول زن دارد. حذف سر به سادگی در جهت حذف شخصیت و فردیت میکوشد و گیسوان آویخته تلاشی دوباره برای القای نوعی زیبایی تجریدی به عنصری که غالبا زیباییش بر اساس چهره سنجیده میشود. کارکرد درخشان رنگ در کنار همین اتفاق رخ میدهد و جذابیت نه بر اساس عناصر و فاکتورهای ظاهری، که بر پایه تاویل معنایی یک رنگ و گونههای مختلف حضور آن در قاب به کلیت عنصر زنانه و به ماهیت اصلی و وجودی وی نسبت داده میشود.
نتیجه رویایی دهشتبار است که زیبایی و معصومیتی که علیرغم تعریف عمومی و قابل انتظار رنگ قرمز به سوژه نسبت داده میشود را در فضایی نامتجانس تصویر میکند و نوعی هراس را از القای این نابجایی در مخاطب برمیانگیزد.
کارکرد دوگانه ^92^^34^رنگ^92^^34^ در این باب نیز جذاب و قابل تامل است.
نکته دیگر در باب رنگ، صرف حضوری است که در این قاب دارد..
چنین معناها و ساختارهایی صرفا به واسطه واقع گرایی در ارائه ویرایش، غالبا بدون رنگ ایجاد و ارائه میشوند و نگاهی دوباره با سایر آثار مولف نیز گواهی بر این مدعا است..
تعریف و توجیه حضور رنگ نوعی بدیهه گویی است و تنها بررسی نشانه شناسانه و جزء به جزء اثر میتواند نقش آنرا آشکار و توصیف کند.
گذشته از آن نکته ای که توجه به آن در فضای این گالری لازم به نظر میرسد، رستن از بند موضوع و خودداری از غرق شدن در آن است. به اندازه ای که یک اثر موفق و قابل تحسین را زیر ذره بین عنوان، بررسی و توصیف کنیم و به پرسش بکشیم..
عکس یک رویایی دهشتبار، در عین زیباییهای درخشان است.
رویایی که ناخواستگی و نابهنجاری را برای بازیگر اول این قاب و هر انسانی که به آن تعمیم مییابد را فریاد میکند و معصومیت و ناچاری را در برابر ناتوانی از گریز، در برابر این سرنوشت ناخواسته در قالب نوعی بحران، ترسیم میکند.
بقول جناب عامری، خاص بودن یکی از نقاط قوت این عکسه که چه از خلق سوژه و جه از لحاظ تکنیک تامل برانگیزه..
ولی از یه طرف هم با آقای امینی موافقم که این عکس شاید ارتباط زیادی با موضوع هفته نداره که البته این چیزی از ارزش عکس رو پایین نمیاره.