دشوار است عکسها را زیر عناوین و مفاهیمی خاص و توصیه شده طبقه بندی کنیم، آنها اشیاء مستقلی هستند که در مواجهه تماشاگر با آنها، آغازگر گفتگویی منحصر بفرد میشوند. (حتی در عکس بعنوان سند!). بعلت پیچیدگیها و رازآلود بودن روح انسانی و تعلقات و تمایلات نگرشی او، سخت بتوان دو اندیشه کاملاً شبیه به هم یافت که به یک سو روند، تجلی و نمو این گوناگونی علایق و افکار را در عکسها به طرزی آشکار میبینیم، گویی عکسها میتوانند، ابزار کار شناخت روان انسانها باشند.
علی ایحال، عکس فوق تنها ارتباطش (که ظاهری است)، با موضوع مسابقه، آن چند فرد در حال حرکت در آن است و بس. اما ارتباط شایستهٔ تحسینی که بین نشانههای عکس وجود دارد، باعث میشود که در شرایط ظاهری و باطنی متفاوت آدمهای این عکس (تصویر)، تاُمل و تعقل کنیم.
سپاسگذارم امید جان
هدف من هم بیشتر بیان دغدغه ذهنی ام بوده که البته در مواجهه تماشاگر با عکس نشانه ها می توانند به هر گونه ای که او می نگرد تفسیر شوند.با این حال هنوز هم عکس تنها زبان مشترک میان تمامی انسانهاست
علی ایحال، عکس فوق تنها ارتباطش (که ظاهری است)، با موضوع مسابقه، آن چند فرد در حال حرکت در آن است و بس. اما ارتباط شایستهٔ تحسینی که بین نشانههای عکس وجود دارد، باعث میشود که در شرایط ظاهری و باطنی متفاوت آدمهای این عکس (تصویر)، تاُمل و تعقل کنیم.
مرسی.
هدف من هم بیشتر بیان دغدغه ذهنی ام بوده که البته در مواجهه تماشاگر با عکس نشانه ها می توانند به هر گونه ای که او می نگرد تفسیر شوند.با این حال هنوز هم عکس تنها زبان مشترک میان تمامی انسانهاست