4%
امتیاز
۱۳۸۹/۱۱/۲۴
بازدید : 72 نظرات : 33
https://1pix.ir/i/aadb
:
محمد رضا گودرزی
پاسخ
یک مردم نگاری عالی یاد می گیریم و امیدوارم دوستانی که در این ژانر فعالند بیشتر حضور پیدا کنند
امید امیدواری
سپاس آقای گودرزی بنده نیز در حال آموختن از شما و دیگر دوستان گرانمایه این سایت هستم.
احسان حیدری
پاسخ
این عکس فوق العاده است.باجرات می گویم که بهترین عکسی است که تااین زمان ،از بین عکس های گالری مشاهده کرده ام. امیدوارم که عکس برگزیده شود.
امید امیدواری
سپاس...
احسان قنبریفرد
پاسخ
ترکیب عناصر بصری با استفاده از همشکلی نیمدایره معکوس متشکل از آهن پاره ها و در میانه اش، مثلث نشسته مرد افغانی آنچنان مستحکم و سرد شکل گرفته است که جدا از بی مصرفی و سنگینی تمام نشدنی و غیر قابل تغییر این حجم سرد و پوسیده آهن، نمی توان هیچ تغییری در مکانشان را متصور شد. مرد با آن اندام قدرتمند، دستانی که به خواست مولف اینچنین مورد تاکید است و شایسته تاکید، نگاهی نافذ که تا عمق جان بیننده نفوذ می کند و سربندی که میرود تا در رنگ و شکل به عناتصر آهنی و سرد بپیوندد، گویی سرنوشتی محتوم و قاطع دارد، گره خورده با این حجم انبوه پوسیدگی... این که این مرد اینگونه صاف و سربالا نشسته بوده یا نشانده شده، آن چیزی نیست که سرنوشت مفهوم را به بازی بگیرد.. عاملی است که بیننده را در چیدمان شایسته ایتن نگارش به تحسین وا میدارد...
امید امیدواری
سپاس احسان فهیم...
شادی آفرین آرش
پاسخ
بسیار عالی هرچقدر هم حرف در مورد این عکس بزنی باز هم چیز های نگفته ای باقی می ماند
امید امیدواری
سپاس...
سعید عامری
پاسخ
شایسته ی نگاهی مستقیم و به ذات تبادل سریع دیده ی عکاس با دیدگان یک بیننده. اما ترکیب ساده از حضور یک مرد که بکگراندش کوهی از آهن پاره است داستان هزار توی زندگی این انسان را در گذشته و حال تداعی می کند.مردی که همانند یک مرد حتی در حالت نشسته هم قائم با ایستادن و پر انرژی است. جدی است و از این حالت گیری مرد می توان به تاکیدی ساده و بازنگاری یک عکس مستند که از کنار نگاهی ساده گذشته و آن را تبدیل به عکسی درخور کرده است.
امید امیدواری
سپاس...
ناصر گل نظری
پاسخ
درود .. واقعا حس این عکس کاملا متفاوته هم از لحاظ اجرا و هم مد کار و هم بک که ترکیبی خوب رو به نمایش گذاشته ...ممنون
امید امیدواری
سپاس...
رضا پردل
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
امید امیدواری
سپاس...
حامد منوچهری
پاسخ
این همه صندلی برای نشستن که سابقا زنده بودن و حالا مردن. قهرمانی که بر سکون پیروز شد نشسته نه روی صندلی مقهور. گذشته از بار معنایی عکس، تکنیک عکس از این تصویر ، عکسی کلاسیک ساخته.
امید امیدواری
سپاس...
رضا قاسمی زرنوشه
پاسخ
کارش را تمام کرده، آبی به صورت زده و برای اندکی رهایی از گرمای حاصل از فعالیت نفسگیر دکمه پیراهنش را گشوده که عکاس سر میرسد... او که همیشه با سیلی صورتش را سرخ می کند این بار نیز تمام بار مشکلات را به پشت سر ریخته و بی اعتنا به خستگی، سرش را بالا گرفته و با حالتی استوار چهره اش را برای بیننده به نمایش گزارده است... و چه عالی دانش و هنر خود را به نمایش گذاشته این عکاس که به خوبی چنین صحنه ی گویا و فعالی را در عین سکون حاکم بر کادر ثبت کرده است. دست مریزاد امید عزیز
امید امیدواری
مرسی آقای زرنوشه...
امید امیدواری
پاسخ
از تمامی دوستان هنرمندم به سبب، درک نگاهم در این عکس، ارائه دیدگاههای سنجیده شان و همسو شدن با نیتم که آشکارا در پی نشان دادنش بودم، کمال تشکر و قدرادنی را دارم. و همینطور از سرکار خانم دیلمی برای گزینش این عکس و افزودن نوشتارشان به آن، صمیمانه سپاسگزارم. امید که با جسارتی حسابگرانه، بتوانیم با زبان بصری گره های کور اجتماعی را بگشایم... با احترام... امیدواری
فرزاد آریان نژاد
پاسخ
ترکیب بندی این عکس بسیار خوبه مقابله با سختیها و دست و پنجه نرم کردن با فشار زندگی رو تداعی میکنه. سپاس از اشتراک این عکس بسیار خوب.
امید امیدواری
ممنون فرزاد عزیز...
مهرداد تاج الدینی
پاسخ
تصویری احتمالا از یک اردوگاه مهاجرین افغانی با کوهی از آهن پاره در بک گراند و تم سیاه و سفید که در نمای اول می توان به تماشای آن نشست !!! این عکس می تواند به عنوان یک سند و دلیل به مطلبی که بدان استناد شده یعنی زندگی افغان ها توجه داشته باشد !! یکی از دلایل مستند بودن عکس این است که سوژه حتما و حتما و حتما باید در بی خبری کامل باشد و از آن عکس گرفت !!!! زمانی که شما دارید از سوژه عکس می گیرید اصلا سوژه نباید آگاه باشد که دارید از وی عکسبرداری می کنید !!!! در حالی که در این تصویر سوژه تبدیل به مدل شده و کوه آهن پاره نشان دهنده ی بدبختی و تم سیاه و سفید نشان دهنده ی سیه روزی وی شده !! بی خبری سوژه کمک شایانی به ایجاد حس مستند بودن می کند.یکی دیگر از دلایل مستند بودن عکس این است که اصلا نباید جلب توجه کنید.به نظر این حقیراین عکس با عکاسی مستد اجتماعی فاصله ی زیادی دارد گرچه سعی زیادی شده تا غنای تکنیکی عکس افزایش یابد.با تشکر
امید امیدواری
هنر آگوست زاندر این بود که، با وسواسی زیاد سوژههای خود را طوری جلوی دوربین قرار میداد که وجه واقعی شرایط زندگی سوژه خود را از بین نمیبرد. به بیان دیگر معتقدم، او برای مثال، از نجاری که در حین کار هست، عکاسی نمیکرد و از او میخواست که در کنار محل کارش بایستد، با کمی دقت و تأمل در مییابیم این صحنه پردازی لطمهای که به واقعیت مستند عکس نمیزند هیچ بل سوژه را بهتر به بیننده معرفی می کند :« گونه ای پرتره محیطی در شاخه ی مستند نگاری». نمونه های زیادی، از این عکاس هست که آوردن لینک در این نوشته باعث دور شدن از بحث میشود و از حوصله دوستان خارج. بعدها ریچارد آودن و واکر اوانز و دایان آربوس نیز ملهم وی شدند. و اخیرا عکس های آقای راستانی را نیز بدین شکل ( بیشتر شبیه َ عکسهای آودون ) در بین عکاسان ایرانی میبینیم. همانطور که خودتان هم اشاره کردید: ( تصویری احتمالا از یک اردوگاه مهاجرین افغانی با کوهی از آهن پاره در بک گراند و تم سیاه و سفید که در نمای اول می توان به تماشای آن نشست ) و (این عکس می تواند به عنوان یک سند و دلیل به مطلبی که بدان استناد شده یعنی زندگی افغان ها توجه داشته باشد) و (کوه آهن پاره نشان دهنده ی بدبختی و تم سیاه و سفید نشان دهنده ی سیه روزی وی شده ) ، به نظر می رسد که صراحت معنایی عکس و باور پذیر بودن شرایط اجتماعی سوژه آنقدر ملموس هست که درصد مخاطبان مخالفش را ، در باب مستند نبودن ، به سمت عدد صفر سوق دهد. دوست گرامی، استفاده از دو علامت عاطفی کنار هم به این صورت: ( !! ) مفهوم تمسخر و استهزا را منتقل می کند و بنا بر یک قانون نانوشته خودمانی، آوردن چند تا از این علامت کنار هم، معنای خوبی را به همراه ندارد. با احترام امیدواری
مهرداد تاج الدینی
پاسخ
اختلاف و روشهای متفاوتی را در میان عکاسان برجسته اجتماعی در طول ده ها سال به وجود آمده است. اما اصولا عکاسان اجتماعی از آن جایی که سعی دارند، کمترین تاثیرگذاری را بر موضوعی که از آن عکس می گیرند، داشته باشند وهمچنین تاکید بیشتری بر عدم دخل و تصرف خود در موضوع مورد عکسبرداری، داشته باشند و این موضوع قاطعیت و حاکمیت عکس را چند برابر می کند و تاکید بیشتری بر اجتماعی بودن عکس دارد.عکسهای پرتره محیطی که در واقع سوژه مدل عکاس می شوند و عکاس به صحنه پردازی روی می آورد ، تاثیر گذاری را کاهش می دهد ، گرچه عکاسانی هم بوده اند که از این الگو پیروی می کنند.علامت ( !! ) نشانگر تاکید بر موضوع بوده.با تشکر
محمدگودرزیان
پاسخ
انگار زندگیش مانند عکسش رنگی ندارد.اجبار ،غربت ومهر مهاجر بر پیشانی ....همه دست به دست هم داده تا او مجبور به انجام کارهایی شود که اگر شرایط مجبورش نمیکرد شاید هیچگاه انجام نمیداد...اما لبخندی کمرنگ بر لب دارد که شایط بخاطر تنوعیست که عکاس برایش ایجاد کرده است واو با قدر شناسی کاملا با عکاس همکاری کرده است.زیبا وپر از یک عالمه معناست.
سید حسن سیدذوالفقاری
پاسخ
شاهد یکی دیگر از کارهای جناب امیدواری هستیم .وجود بک گراندی از آهن قراضه بیانگرحسی است که القاکننده زندگی اسارت بار انسان هزاره سوم است .شاید در ظاهرانسان برآهن فایق آمده ولی خود اسیرگشته.به نظرمن جاگیری سوژه دروسط کادر بسیارمناسب است وتمام توجه بیننده را به خود معطوف میکند.(ثبت زیباییست)
حسین اسماعیلی
پاسخ
آفرین نگاهی ساده، جذاب و انسانی به همنوع اتفاق خوبیست.
حسین احمدنژاد
پاسخ
خیلی جالبه
میلاد بشردانش
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
میلاد بشردانش
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
میلاد بشردانش
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
میلاد بشردانش
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
میلاد بشردانش
پاسخ
سلام و درود ثبت بسیار زیباییست مستند مردمی خوبیست ممنون بابت ارایه
کارگران مهاجر افغانی در ایران